جهش تولید | سه‌شنبه، ۱۱ آذر ۱۳۹۹

یک انگیزه خوب برای خطر نکردن - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

یک انگیزه خوب برای خطر نکردن

یک انگیزه خوب برای خطر نکردن


شخصی به بیماری لاعلاج و کشنده ای مبتلا شده بود. خودش می دانست که به آخر خط رسیده است؛ بنابراین داوطلبانه اعزام جبهه جنگ شد. تمام آرزویش این بود که شجاعانه در جنگ کشته شود. او هشیارانه می جنگید و همواره با حضور در خط مقدم جبهه سینه اش را سپر می کرد.
فرمانده که تحت تاثیر شجاعت او قرار گرفته بود، تصمیم گرفت از سرباز خود قدردانی و نشان شجاعت را به سینه اش نصب کند.
وقتی فرمانده مطلع شد که این سرباز شجاع به بیماری مهلکی مبتلا شده است، تصمیم گرفت جان او را نجات دهد. بنابراین بهترین پزشکان را از سراسر دنیا فراخواند. بالاخره پزشکان توانستند سلامتی سرباز را به وی بازگردانند. اما از آن روز به بعد هیچ کسی او را در نبردهای بعدی در خط مقدم نیافت. از شرکت کردن در عملیات دوری می کرد و دیگر تمایلی به خطر کردن از خود نشان نمی داد.
چرا؟ در حقیقت هنگامی که سرباز تصور می کرد به علت ابتلا به بیماری در آستانه مرگ است، چیزی برای از دست دادن نداشت. در نتیجه، کوچکترین ترسی به خود راه نمی داد. اما به محض اینکه درمان شد، زندگی در نظرش گرانبها آمد. دید که نمی خواهد به هیچ قیمتی جانش را از دست بدهد و دیگر اشتیاقی برای خطر کردن از خود نشان نداد.
سرنوشت سازان می دانند که برای پیشرفت در زندگی باید هر روز را روز آخر زندگی خود بدانند. با این نگرش، آنها انگیزه لازم را برای خطر کردن در راه رسیدن به خواسته های خود در درونشان ایجاد می کنند.



سایت پنج روز