یه صبح دیگه

 

جيك جيك بيدار شد

خورشيد خانم از خوابش

زمين رو غرق نور كرد

با اون دل بي تابش

جيك جيك آسمون

ابرا رو سايبون كرد

از اون بالا گلا رو

يك يك نشون كرد

گنجيشكه اين رو مي گه

اومد يه صبح ديگه

مي خونه آي بچه ها

پاشين پاشين از جاتون

پنجره ها وا شدن

چرا بسته چشماتون

با عشق و شور و شادي

خستگي رو خواب كنيد

دست و رو تون رو

با آب بشورين و پاك كنيد

گنجيشكه اين رو مي گه

اومد يه صبح ديگه

خبرمي ده  دير شده

بيان برين مدرسه

موقع مشق و حساب

وقت كلاس و درس

كفش و كلاه كنين و

كيف تون رو ببنيد

مثل گلا وابشين

مثل گلا وابشين

گنجيشكه اين رو مي گه

اومد يه صبح ديگه