رونق تولید ملی | جمعه، ۳۰ فروردین ۱۳۹۸

گفتگو با فریدون قدیمی کارگردان شبکه باران 1393 - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

گفتگو با فریدون قدیمی کارگردان شبکه باران 1393

فریدون قدیمی سال 1349 در رشت متولد شد و در سال 1380 با عنوان شغلی کارگردان به استخدام صدا و سیمای مرکز گیلان درآمد، مستند پرفسور سمیعی یکی از کارهای ارزشمند آقای قدیمی است که در این روزها آماده پخش است، فرصت را مغتنم می شماریم تا گفتگویی با وی داشته باشیم.

فریدون قدیمی از خودش می گوید:

قبل از اینکه در سازمان صدا و سیما جذب شوم تهران بودم و دانشجوی رشته نمایش دانشکده هنرهای زیبا، به ادبیات و نویسندگی علاقه داشتم که حاصلش چاپ دو کتاب بود نمایشنامه خانه ایی کنار ساحل و همچنین ترجمه نمایشنامه ناتان و تبیلت و چندین مقاله نمایشنامه های کوتاه.

مدتی کار نمایش می کردم که به نظرم بسیار به من کمک نمود تا شناخت بهتری از مقوله نمایش و فیلم داشته باشم. بعد از فارغ التحصیلی جذب مرکز گیلان شدم و به عنوان کارگردان به استخدام مرکز گیلان در آمدم.

از تجربه کاری خود بفرمائید؟

اولین تجربه من فیلم داستانی جشن مهرگان بود که در حیطه کودک کار کردم و دومین کار داستانی که انجام دادم فیلم همیشه باران بود که آن هم با درونمایه کودک بود آن کار سه جایزه از جشنواره استانی در اصفهان گرفت. از دیگر کارهای داستانی ام تله فیلم ارثیه مادری و تله تئاتر شباهنگ در حضیض که در بخش بازیگری رضا عباسی کاندید بازیگری جشنواره فیلم فجر شد. فیلم داستانی یک روز صبح و همچنین مجموع عروسکی قصه های خوبان و یکی بود ویکی نبود می باشد و همچنین کارگردانی تلویزیونی مهمانسرای امید، خانه بخت و... کارگردانی مجموعه های نمایشی مردی که زیاد نمی دانست، این خانه روشن است، آنسوی شالیزار... همچنین مستندها یی هم تولید کردم.

چطور شد به مستند سازی رو آوردید و اگر امکان دارد از مستند هایی که ساختید برای ما بگویید.

مستند را بخاطر ذات واقع گرایانه اش دوست دارم و همیشه شیفته اش بودم. اولین مستندی که در سازمان تولید کردم و هنوز هم دوستش دارم مستند بحران برف بود در خصوص برف سال 1386 بعد از آن قلعه رودخان را ساختم که موفق به کسب شش جایزه از جشنواره استانی در مازندران شد. بعدها مستند در جستجوی گوزن شمالی و غار آویشو را ساختم که همه مستند هایی که تولید کردم بارها از شبکه سراسری پخش شدند .

غیر از فعالیت در سازمان کار دیگری نیز انجام دادید؟

آخرین مستندی که به صورت مستقل کار کردم مستند سگ بود که در خصوص طرح جمع آوری سگ های وحشی و ولگرد از سطح شهر می باشد که در جشنواره سینما حقیقت به نمایش در آمد و مورد استقبال قرار گرفت.

در تولید یک اثر چه چیزی بیشتر مد نظر شما بود؟

تمام سعی من این بود که مستندهایی با استانداردهای تعریف شده بسازم که خوشبختانه همگی از مستندهایی بودند که با اقبال مواجه شدند، البته این را به صراحت باید عرض نمایم مستندسازی ماحصل داشتن یک اکیپ خوب و ورزیده است که در تمامی این کارها دوستان هنرمند و اهل فن همراه و همدل من بودند.

چه شد سر از فیلم و کارگردانی در آوردید؟

فیلمسازی چیزی نیست که آدم صبح بر خیزد و یهو قصد ساخت فیلم را نماید، دنیای سینما از بچگی برایم جذابیت داشت.

بچه که بودم منتظر بودم آپاراتچی سینما تکه فیلم های پاره شده و اسقاط را دور بیندازد، من آن نگاتیوها را بر  می داشتم و زیر پتو با یک چراغ قوه روی دیوار می تابندم و از دیدن آن لذت می بردم. به دبستان که می رفتیم حاشیه کتاب ها و دفترهای خودم  نقاشی می کردم و با ورق زدن آن اولین متحرک سازی را تجربه می کردم. تاریکی سینما و پروژکتور که ستونی از نور به پرده سفید سینما می تاباند در من چنان ذوقی ایجاد می کرد که فکر می کنم با هیچ کلماتی نمی توان وصفش کرد.

دبیرستان که رفتم مطمن بودم باید کارگردان شوم. چنان شیفته سینما و کارگردانی بودم که شانزده سالگی رفتم سینمای جوان و اولین دوره های علمی شناخت سینما را آنجا آموختم و بعد دانشکده و علی هذا....

برسیم به آخرین مستندی که تولید کردید ، کمی از مستند پروفسور سمیعی بگویید ظاهرا این مستند سه سال طول کشیده، ایده این کار چگونه به ذهن شما رسید، و چرا سه سال به طول انجامید؟

سال 1390 معاونت وقت سیما به من پیشنهاد ساخت مستند پروفسور سمیعی را دادند، خب پروفسور سمیعی چهره جهانی بود لاجرم هم از این پیشنهاد به شدت خوشحال شدم و هم نگران.. نمی شود شما ادعای مستند سازی بکنید بعد بیایید در خصوص چهره جهانی یک کار معمولی و فتورمان انجام دهید.

لذا از همان ابتدا برایم روشن بود که همه چشم ها به سوی تولید و نتیجه کار خواهد بود. قراربود این مستند با مشارکت علوم پزشکی گیلان ساخته شود لذا هماهنگی با دوستان عزیز در علوم پزشکی و مخصوصا دوست عزیزم فیروز نصیرزاده جهت اخذ ویزا از کشور آلمان به عمل آمد و ما توانستیم با تمامی مشکلات مالی به اتفاق هنرمند دوست داشتنی ام محمدرضا پیشه احسان به عنوان مدیر تصویر برداری راهی آلمان شویم.

به جهت مشکلات مالی تنها دو نفر باید می رفتیم لذا ناگفته پیداست که می بایست کار سختی انجام دهیم از حمل بار و وسایل تصویربرداری تا هماهنگی و تصویربرداری در یک کشور غریب... در یک هفته ایی که در خدمت پرفسور سمیعی بودیم از چند عمل ایشان تصویر گرفتیم و مصاحبه ایی با ایشان انجام دادیم و به ایران برگشتیم.

ذوق زده بودم که کار به نحو شایسته ایی انجام دادم اما وقتی نوبت بازبینی شد دلهره ام هر لحظه بیشتر می گردید... در آن موقع از پروفسور سمیعی سه کار ساخته شده بود که دو تا مال شبکه سراسری و یکی از مستند ها هم بی بی سی کار کرده بود... نمی خواستم کارم مثل آنان بشود. می خواستم نگاه جدیدی به پروفسور داشته باشم و با اینکه مستند من مستند پرتره بود که غالب کار بر اساس نریشن و مصاحبه استوار بود اما می خواستم تم و بن مایه کار متفاوت باشد و اصطلاحاً دارای خط فکری باشد.

احساس می کردم کار هنوز دارای ضعف هایی است و نمی توان از ان یک مستند خوب تهیه نمود یا به عبارتی هنوز ماده خام کم داشتیم.. قضیه را به مدیران مرکز و علوم پزشکی منتقل کردم که این قضیه مصادف شده بود با سفر پروفسور سمیعی به رشت.

خوشبختانه با حمایت جناب آقای محسن نصر پور و مدیران ارشد علوم پزشکی توافق شد به دعوت پروفسور سمیعی ما راهی کره شویم. چرا که پانزدهمین اجلاس جراحان مغز و اعصاب دنیا قرار بود در سپتامبر 2013 در شهر سئول کره جنوبی برگزار شود.

سفر کره آنقدر برای ما در ساخت مستند پر باربود که دقیقاً یادم است وقتی سوار هواپیما شدم و راهی تهران بودم سراسر آرامش داشتم. در کنگره کره حدود شش هزار جراح شرکت داشت و قرار بود مدال پروفسور سمیعی به جراح برجسته سال اهدا شود و این بهترین فرصت برای ما بود تا از نزدیک ان اجلاس را به تصویر بکشیم. جالب اینجاست که بدانید هیچ دوربینی جز تلویزیون کره حق شرکت در مراسم را نداشت به عبارتی تصویربرداری آن منحصر به تلویزیون کره بود و دوربین ما تنها دوربین از یک کشور دیگر بود خود ماجرایی داشت.

تفاوت این مستند با سایر مستند های شما در چیست؟

این مستند مستند پرتره هستش. اما دارای ویژگی هایی است که کار را متفاوت می کند اولا که به لحاظ لوکیشن دارای جغرافیای گسترده ای است و شامل کشورهای ایران، آلمان و کره جنوبی است. دوم اینکه حضور بیش از بیست جراح برجسته جهانی  در کارکه از نخبه ترین جراحان  جهان می باشد به مستند ویژگی خاصی می دهد.

در بخش مصاحبه با دوستان پروفسور ما با استاد فرهنگ شریف و استاد انوشیروان روحانی مصاحبه کردیم که ایشان برای اولین بار با صدا وسیمای جمهوری اسلامی مصاحبه انجام دادند . همچنین ایشان لطف کردند و به صورت افتخاری موسیقی تیتراژ را برای ما ساختند که اتفاق مهمی است و تا آنجاییکه اطلاع دارم اولین کار ایشان برای صدا وسیمای جمهوری اسلامی است.

در بخش مصاحبه با خانواده پروفسور ما سه سال صبوری به خرج دادیم تا بتوانیم با خواهر پروفسور و برادر ایشان مصاحبه کنیم چرا که خواهر پروفسور ساکن اروپا بودند. آنچه باعث شده بود کار به درازا بکشد اولا هماهنگی برای سفر های خارجی بود و دوم مصاحبه با اشخاص سرشناس که اکثرا گریزان از مصاحبه بودند که شاید سماجت و صبوری من و همچنین لطف و صحه صدر مدیران باعث شد این مصاحبه ها انجام گیرد.

شاید باورتان نشود ولی بدانید اکثر آدم هایی که در این مستند مصاحبه می شوند از رفرنس ها و بزرگان علوم جراحی مغز و اعصاب هستند که همگی سرآمد در رشته خود هستند و گرد آوردن این همه دانشمند در یک مستند اتفاق نادری است که مطمئنم حداقل در کشورما انجام نگرفته به نوعی که جناب پروفسور سمیعی با اینکه هنوز کار تدوین نشده بود در سئول قبل از عزیمت ما به ایران به من گفت کار خوبی خواهد شد چون آدم هایی که در مستند تو هستند به کار هویت ویژه ایی می بخشد.

این کار به نوعی می توان گفت اولین تجربه فرامرزی مرکز گیلان می باشد که در همینجا، جا دارد از همه مسئولین مرکز گیلان آقای نصرپور مدیر کل محترم مرکز،آقای مهندس ظهیری قائم مقام محترم مرکز آقای هواسی معاونت سیما و آقای قوی بنیه معاونت پیشین سیماو آقای جعفری مدیر محترم تولید که همگی پشتیبان کار بودند تشکر ویژه نمایم.

در حال حاضر که مستند آماده پخش است فکر می کنید میزان اقبال مردم و کارشناسان چگونه باشد؟

حقیقتش هر فیلمسازی یکی از دلهره های بزرگش مخاطب است . فیلمساز فیلم می سازد که دیده شود و اگر قرار است صرفا برای دل خود فیلم بسازد بهتر است سراغ هنر دیگری برود.

اما این را می دانم که از سه سال پیش با رسانه ایی شدن خبر ساخت این مستند دوستان و علاقمندان پروفسور سمیعی به شکل و شیوه های مختلف پیگیر کار بودند و صفحه طرفداران فیس بوک پروفسور سمیعی که خبر ساخت این مستند را اعلام کرده بود با هزاران کامنت مواجه شده بود علاقمندانش پی گیر ساخت این برنامه بودند امیدوارم که پخش آن نیز با اقبال مواجه شود تیم من عاشقانه کار راساختند ومی دانم آن چیزی که از دل براید بر دل خواهد نشست.

اگر صحبت دیگری هم دارید بفرمایید.

پروفسور سمیعی از نوابغ جراحی جهان می باشند که گیلانی است این شخص نه افتخاررشت بلکه افتخار جهان پزشکی است.

غیر از پروفسور سمیعی گیلان مردان نامی زیادی در عرصه جهانی دارد امیدوارم که کار ما مقدمه ایی باشد در ساخت مستند های فاخر و ماندگار برای معرفی چهره های بزرگی همچون پروفسور رضا و دیگران... چرا که جدا از الگوهای مذهبی ما که همیشه باید مد نظر ما باشد چهره های علمی نیز الگوهای جوانان ما باید قرار گیرد.

باید مستندهای بزرگی ساخت تا جوان امروزی به خود باوری برسد و چه چیز بالاتر از معرفی این ابر مردان.. امیدوارم بینندگان ما ضعف های ما را ببینند و با راهنمایی خود به ما کمک کنند.چرا که معتقدم بزرگترین منتقدان مردم هستند.

در پایان از تک تک دوستان که مرا در ساخت این مستند کمک کردند ممنونم از آقای فیروز نصیرزاده که می دانم اگر همت ایشان نبود خیلی از مصاحبه ها انجام نمی گرفت از رضا پیشه احسان عزیز که عاشقانه از ویزور دوربین تصویر  می گرفت و آن نورهای جادویی را تاباند. از پوریاری دوست هنرمندم که کار انیمیشن آن را انجام داد. از سید مصطفی نبوی که چندین  ماه صبورانه پای میز تدوین نشست و از دل چندین ساعت راش، کار را تدوین کرد .

از شهاب آزادی وطن آهنگسازی این کار را انجام داد. از دستیار تصویر برداری ان آقای داریوش هاتف از دوستان خوبم چون بهزاد عشقی، ایمان احمد زاده و حمید نصرالله زاده عزیز که بخش هایی از کار را نوشتند تشکر می کنم. از سرکار خانم حدیث مباحی و آقای امیرحسین زارع که کار ترجمه آن را به دقت انجام دادند و همچنین از سر کار خانم سوده احمد زاده که کار تحقیق و پژوهش مستند بر عهده ایشان بود.