جهش تولید | چهارشنبه، ۵ آذر ۱۳۹۹

گفتارتان را تغییر دهید تا دنیایتان بواسطه آن تغییر کند! - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

گفتارتان را تغییر دهید تا دنیایتان بواسطه آن تغییر کند!

گفتارتان را تغییر دهید تا دنیایتان بواسطه آن تغییر کند!



روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو خوانده می شد: «من کور هستم لطفا کمک کنید.»

روزنامه نگار خلاقی از کنار او می گذشت؛ نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود... او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد، تابلوی او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد.

عصر آن روز، روزنامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور، پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید که بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم؛ لبخندی زد و به راه خود ادامه داد.

مرد کور هیچ وقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می شد:« امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم »

منبع:سایت بیترین