جهش تولید | پنج‌شنبه، ۹ بهمن ۱۳۹۹

گاو حسن - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

گاو حسن

گاو حسن


گاو حسن

 

اتل مثل  توتوله،  یه بوی خوب به دماغ گاو حسن رسیده.

گاو حسن سرش را زیر انداخته و دنبال بوی خوب راه افتاده و رفته. رفته و رفته تا به سینی سبزه که توی سفره بوده، رسیده. سبزه را که بو کرده، دلش غش رفته و آب دهانش راه افتاده. نشسته و تا ته سبزه را خورده!

ماهی سفره گفته: سفره‏ی هفت سین بی سبزه کی دیده؟

 

سنبل و سکه گفتن: هفت سین‏ما، یه سینش کمه.

گاو حسن خجالت کشیده و ماع ماع کرده.

سمنو و سرکه گفتن: ماع ماع که برای حسن سبزه نمی‏شه. حسن از سر کار بیاد، سفره‏ی بی‏سبزه را که ببینه، می‏شینه و غصه می‏خوره.

گاو حسن با خودش گفته: باید یه کاری کرد تا حسن آقا نیومده ... و تندی دویده و دویده و دویده، همه جا را دنبال سبزه گشته تا به زن کردی رسیده.

زن کردی تنهایی روی ایوان نشسته و گلدان سبزه‏اش را نگاه می‏کرده.

گاو حسن گفته: ماع ماع، زن کردی! گلدونتو می‏دی حسن آقا غصه نخوره؟

زن کردی گلدانش را بو کرده، برگ‏هاش را ماچ کرده، آبش هم داده و گفته: خیله خب، باشه!

حسن آقا خسته و کوفته از سر کار که برگشته، گلدان سبزه را توی سفزه‏ی هفت‏سینش دیده.

حسن پرسیده: چه قشنگه! این از کجا اومده؟

گاو حسن جواب داده: ماع ماع، زن کردی داده.

حسن گفته: خودش کجا مونده؟

گاو حسن گفته: ماع ماع، تنهایی لب ایوانش نشسته.

حسن گفته: تنهایی که بده! و هفت سینش را بار گاوش کرده و راه افتاده و رفته. در خانه‏ی زن کردی را زده. زن کردی گفته: بفرمایید تو، قالی کرمان پهنه.

زن کردی قالی را توی ایوان پهن کرده، رویش هم سفره‏ی هفت سین حسن را چیده.

آن طرف سفره گاو حسن نشسته، این طرفش حسن و زن کردی نشستن.

خستگی از تن حسن آقا در رفته، تنهایی از دل زن کردی رفته، گرسنگی هم از شکم گاو حسن راهش را کشیده و رفته...

منبع:تبیان