جهش تولید | یک‌شنبه، ۹ آذر ۱۳۹۹

چوپان دروغگو! - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

چوپان دروغگو!

چوپان دروغگو!


چوپان دروغگو!

یکی از صفات پسندیده که هماهنگ با سرشت آدمیان است راستگویی است. هر انسانی بالقوه مایل است راست بگوید و نیز سخنانی را که از دیگران می شنود راست تلقّی کند.اما در بسیاری از مواقع درعمل چنین نمی شود. دروغ گویی مشکل خیلی از ماست و تنها مخصوص بزرگسالان نیست. بعضی بچه های کوچک از کودکی عادت به دروغگویی می کنند و گاهی چنان به این خوی ناپسند انس می گیرند که از دروغ گفتن لذت می برند!

 

 

 

 

 

آخه چرا دروغ؟!

یکی از علل دروغگویی فرزندان تحمیل تکالیف سنگین به آنها و داشتن توقّع بیش از طاقت آنهاست. سختگیری های مربیان اطفال و توقعات نادرستی که فوق طاقت کودکان است آنان را به راه دروغگویی می کشاند.

پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرمایند: «قبّل میسوره و تجاوز عن محسوره» آنچه را که کودک در قوه و قدرت داشته و انجام داده است از او قبول کنید و آنچه را که انجام دادن آن برای کودکتان سنگین و طاقت فرساست از او نخواهید.

چون که کودک از رنجش والدین و اینکه او را فردی تنبل و نالایق بشناسند واهمه دارد لذا وقتی از انجام کار فوق طاقتِ خود عاجز ماند ناچار برای حفظ شخصیت خود به دروغ پناه می برد و بر اثر تکرار دروغگو می شود.

نزن بر سر ناتوان دست زور!

یکی دیگر از عوامل روانی که باعث دروغ گفتن کودک می شود احساس تحقیر است. کودکی که مورد تحقیر و اهانت واقع شده است و به شخصیّتش ضربه وارد آمده، تلاش می کند از هر راهی که می تواند خود را نشان دهد و کاری کند که اعضای خانواده و احیاناً کسان دیگر به وی توجه کنند، او را به حساب بیاورند و به شخصیتش اعتراف کنند. بنابراین از فرصت های گوناگون استفاده می کند تا منظور خود را عملی سازد. یکی از کارهای خطرناکی که این قبیل کودکان به آن دست می زنند دروغگویی است. کودکی که در خانواده عملاً مورد تحقیر و بی اعتنایی بوده و روزگار خود را با محرومیت گذرانده است بزرگترین لذتش خودنمایی و جلب توجه دیگران است.

او با راستگویی و بیان حقایق واقعی هرگز قادر نیست افکار دیگران را متوجه خود کرده و اعضای خانواده را یکجا به خویش جلب کند. ناچار دروغ می گوید آنهم دروغهای بزرگ و وحشت زا، و اصطلاحاً دروغهای شاخدار! دروغی که تا چند دقیقه همه را متوجه او کند. مثلاً: وحشت و اضطراب ساختگی نشان می دهد، می دود و فریاد می زند: «مغازه عمویم آتش گرفت» یا «خواهرم در میدان نزدیک منزل زیر اتومبیل رفت.»

وقتی که اعضای خانواده با نگرانی و وحشت می دوند تا خود را به محل حادثه برسانند کودک دروغگو لذت می برد و شادمان می شود از اینکه گفته ی او منشأ این همه هیجان و جنبش شده است.

و از طرف دیگر قلباً شاد است از اینکه اعضای خانواده را مسخره کرده و اهانت های گذشته ی آنان را تلافی نموده است.

لذا والدینی که می خواهند فرزند خود را به نیکی پرورش دهند باید به طرزی صحیح و عاقلانه به شخصیت آنان احترام بگذارند و گفته ی رسول اکرم (ص) را پیوسته به خاطر داشته باشند و عملاً به کار ببرند که فرمود:

«اکرموا اولادکم أحسنوا آدابکم» فرزندان خود را گرامی بدارید و آداب حسنه را به آنان بیاموزید.(بحار،ج23،ص114)

از آنجا که اولین مدرسه ی تربیت فرزند محیط خانواده است. رفتار و گفتار پدر و مادر و طرز زندگی آنان مشخص کننده نیک و بد خانواده و میزان پاکی و ناپاکی آن محیط است. دروغگویی والدین علاوه بر ارتکاب گناه از طرف خودشان آلوده کردن فرزندان و به وجود آوردن محیطی فاسد و مسموم را در پی خواهد داشت.

کی بود؟ کی بود؟ من نبودم!

یکی دیگر از علل دروغگویی اطفال، ترس از مجازات است. مثلاً موقعی که به کودک بگویند: شیشه ی اتاق را تو شکسته ای؟ اگر کودک بداند که اعتراف او مجازات سختی را به دنبال خواهد داشت، غریزه ی صیانت ذات او را وا می دارد که دروغ بگوید: من نشکسته ام!

بدیهی است هر قدر مجازات خشن تر باشد، ترس زیادتر و اصرار کودک بر دروغگویی نیز بیشتر می شود.

درمان این قبیل دروغگویی ها ملایمت و مهربانی اولیای اطفال در تربیت فرزندان است.

اگر والدین، فرزندان خود را با اصول مهر و مودّت پرورش دهند، اگر خانواده کانون عطوفت و رأفت باشد، اگر اولیای اطفال انصاف داشته باشند و به وظایف شرعی خود در مورد فرزندان توجه کنند بچه ها در برابر تخلّفات خود دروغ نمی گویند.

رطب خورده منع رطب کی کند؟!

یکی از مهمترین عوامل پرورش فطرت راستگویی در کودکان، محیط خانواده است. جایی که پدر و مادر راستگو هستند و پیرامون دروغ نمی گردند طفل تبعاً به راه درستی می رود و راستگو بار می آید و موانعی را که به فراوانی در سر راه او پیدا می شود به آسانی می تواند برطرف کند.

برعکس جایی که پدر و مادر، خود دروغ می گویند و به این خوی ناپسند معتاد هستند قطعاً طفل با خلق ناپسند دروغگویی رشد می کند. وقتی پدر خانواده به مادر می گوید به طلبکار پشت در بگو: همسرم نیست!! کودک این پدر بدون توجه به اراده آنچه را که می بیند و می شنود الگوبرداری می کند و در فکرش نقش می بندد. در چنین خانواده ای ایجاد شرایط روانی برای جلوگیری از دروغگویی بی اثر است. محیط زندگی مهمترین و بزرگترین عامل سازنده ی شخصیت کودک است و با هیچ یک از عوامل روانی قابل مقایسه نیست و به مراتب با اهمیت تر می باشد.

در این باره حدیثی از حضرت رسول (ص) وارد شده که فرمودند: خدای رحمت کند کسی را که در پرورش رفتار نیک به فرزند خویش یاری کند.» سؤال شد که چگونه فرزندان خود را در نیکی یاری کنیم؟

حضرت فرمود به چهار طریق:

1. بیش از توانمندی وی از او وظیفه نخواهید

2. آنچه کودک انجام داده است قبول کنید (با اعمال خود او را تشویق کنید.)

3. او را به گناه و سرکشی وادار نکنید

4. به او دروغ نگویید و در برابر وی اعمال نادرست انجام ندهید.(اصول کافی، ج 6، ص 50 .)

 

از آنجا که اولین مدرسه ی تربیت فرزند محیط خانواده است. رفتار و گفتار پدر و مادر و طرز زندگی آنان مشخص کننده نیک و بد خانواده و میزان پاکی و ناپاکی آن محیط است. دروغگویی والدین علاوه بر ارتکاب گناه از طرف خودشان آلوده کردن فرزندان و به وجود آوردن محیطی فاسد و مسموم را در پی خواهد داشت.

پدر و مادری که خود دروغ می گویند، به فرزندشان احترام لازم را نمی گذارند، مجازات هایی بیش از جرم برای فرزندشان وضع می کنند و یا فوق طاقت وی او را به کار می گیرند خواسته یا ناخواسته، گام به گام مسیر شیطان برای گمراه نمودن فرزندشان از راه دروغگویی را هموار می کنند و فرزندانشان را از صراط مستقیم فطرت منحرف می کنند. فرزندان امانت الهی هستند. درس دروغگویی به آنان دادن خیانت به خداوند و اجتماع است.

منبع:تبیان