جهش تولید | پنج‌شنبه، ۱ آبان ۱۳۹۹

چرا مشاوره ؟ - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

چرا مشاوره ؟

چرا مشاوره ؟




انسان از لحظه تولد تا هنگام مرگ به ديگران وابسته و نيازمند است براي زنده ماندن از لحاظ جسماني ، رواني و اجتماعي به حمايت و مراقبت ديگران نيازمند است انسان برخلاف بسياري از موجودات زنده بدون رفتارهاي ارثي و غريزي متولد مي شود . نوزاد حيوانات در بيشه ها جنگل ها ميتواند بدون کمک بزرگترها دوام بياورد ولي نوزاد انسان نمي تواند . سالها طول ميکشد تا انسان براي بقاي مستقل خود از توجه مراقبت و محبت ديگران استقلال يابد به طوري که حتي مي توان گفت نياز انسان به توجه محبت و حمايت يک مبناي اساسي براي سازگاري مادام العمر يا فقدان آن را براي فرد خواهد بود و اين احساس نياز در همه دوران حيات انساني چشمگير بوده است .

رشد جسمي ، رواني و عاطفي و اجتماعي و حتي معنوي در خلاء و بدون ارتباط مؤثر با ديگران صورت نمي گيرد و بدون دريافت و ارائه خدمات اين فرايند شکل پويا و کارآمدي به خود نمي گيرد . اما به ميزاني که جوامع از حالت ساده و ابتدايي درمي آيند و برپيچيدگي آنها افزوده مي شود ، اين خدمات پرپيچيده تر مي گردند . يکي از اشکال تخصصي خدمات متقابل مشاوره است در تعريف : مشاوره را يک رابطه ي ياورانه ي  دونفري دانسته اند که تکيه بر نياز فرد به رشد و سازگاري و تصميم گيري و حل مشکل دارد .

* ضرورت مشاوره : مشاوره جزء حرفه هاي ياورانه (۱) محسوب مي شود . نياز به استفاده از اين خدمات و حرفه در نگاهي به چگونگي خلقت انسان از ابتدايي ترين دوره هاي تاريخي تا کنون قابل استفاده است . هر چه جوامع به عصر صنعتي شدن نزديکتر مي شوند اختلافات و تضادهاي گوناگون اجتماعي ، اقتصادي در آنان بيشتر به چشم مي خورد بويژه در جوامعي که اخيراً صنعتي شده اند يا در حال صنعتي شدن هستند اين تحول ازسنت به صنعت مشکلات گوناگوني را براي آحاد جامعه به دنبال آورده است که انسان هزاره سوم دچار بن بست ها ، بحران ها و حتي مواردي از آسيبها و چالشها شده است که از ديده جامعه شناسي و روانشناسي در خور تحقيق و بررسي است . رشد جوامع صنعتي باعث تراکم جمعيت و در نتيجه پيدايش مسائل پيچيده اجتماعي گرديده به تعاقب آن مشکلات اجتماعي نيز گسترده تر شده . اين تغييرات سريع که نسبت به گذشته با آهنگ رشد بيشتري روبروست سبب گرديده است که الگوي سازگاري نسبت به اين تغييرات سريع شکل نگيرد و انسان دنياي امروز با الگوي فرهنگي روبرو است که نتوانسته خود را با آن سازگار نمايد .

انسان در گذر اين فرآيند سريع به يک نوع گمگشتگي دچار شده است به همان ميزاني که سعي در تلاش براي رسيدن به جلوه هاي صوري اجتماعي مي نمايد از دنياي درون خود و انسان هاي ديگر فاصله مي گيرد.

شکاف ميان آدميان در جنبه هاي نسلي ، جنسي و نقشي محصول اين فاصله است اين تغييرات سريع که به موازات گسترش اجتماع و پيچيدگي نهادهاي آن بروز مي کند چيزهاي جديدي را بايسته مي نماياند که قبلاً حضور آنها احساس نمي شد من جمله سست شدن روابط اجتماعي و کاهش همبستگي عاطفي افراد که ناراحتي هاي روحي و رواني را باعث شده .

گسترش انواع مفاسد ، فحشا ، جنايات ، مواد مخدر و ساير جرم و جنايات موجب تشويش ، نگراني ، ناآرامي و عدم پايبندي به اصول انساني را در افراد و خانواده ها بوجود آورده و آنها را در معرض يک تند باد قرار داده است .

عدم سازگاري نسبت به تغييرات سريع و ناموزون جوامع سبب شده است که خانواده نه تنها شکل گسترده خود را از دست بدهد بلکه به تدريج از قالب هسته اي نيز دور شود و به شکل خانواده کپسولي درآيد . اين مسئله به افزايش نرخ طلاق در بيشتر کشورهاي جهان منجر شده است .

جامعه را مي توان به بدن انسان تشبيه کرد و ضرورت سالم بودن تک تک اعضاء و جوارح را براي دست يابي به سلامت کلي پذيرفت . اگر بخواهيم جامعه سالمي داشته باشيم بايد اين اعضاء از سلامت کامل برخوردار باشند و اين امر ميسر نميشود مگر با ارتقاء فرهنگ مشاوره و راهنمايي .

لذا تحول اجتماع از حالت ساده به پيچيده در تمامي ابعاد اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و حتي سياسي و تحولات مربوط به آن همچنين تحول جوامع از حالت سنتي و ديکتاوري به حالت دموکراسي و آزاد و قائل بودن افراد به آزادي انتخاب ، تصميم گيري و دارا بودن حقوق فردي و اجتماعي که آنها را به در خواست امکانات مناسب براي بروز و تجلي استعدادهاي خود مي نمايد .

و در عين حال توسعه علوم و پيدايش رشته هاي علمي متنوع همه و همه مي توانند از ضرورتهاي مهم فرهنگ مشاوره در جوامع مختلف خاصه در جامعه اي مانند خودمان باشد .

بعلاوه بر عوامل فوق شرايط گذار را نيز تجربه مي کند علاوه بر عوامل فوق که در سطح کلان مطرح مي باشد و ضرورت مشاوره را به عنوان يک حرفه ياورانه در سطح اجتماع محرز مي دارد . الزام مشاور در سطح فردي نيز قابل توجه است چرا که هر فرد تنش هاي رواني گوناگوني را در زمانهاي مختلف احساس مي کند .

اين تنش ها ممکن است ناشي از موقعيت هاي زيان آور زندگي يا پيامد تعارضهاي معين باشد . هنگامي که اين عوامل فشارزاي زندگي به چنان حدي برسد که توان القوه افراد فرصت و توانايي مقابله با آنها را نداشته باشد . در فرد هيجاني منفي و ناراحت کننده اي چون تحريک پذيري ، آشفتگي ، خستگي و درماندگي ، اضطراب ، فقدان تمرکز ، بي علاقگي به فعاليتهاي روزمره ، اختلال خواب ، عصبيت و ... پديد مي آيد . مؤثرترين روش مقابله و کارآمدترين فعاليتهاي حمايتي در اين موقعيتها مبتني بر اصول مشاوره و روان درماني است که تمرکز ان بر برقراري ارتباط با شخص مبتلا به ناراحتي ، درک و فهم مشکل و استفاده از درمانهاي شناختي ، رفتارهاي خاص جهت برخورد با مشکل است .

ارتباطي که در يک جو مبتني بر تعامل حسنه متقابل و يا هدف کمک به فرد براي يافتن راه خود و رسيدن به درجات بالاتري از کمال و معرفت و آگاهي بنا شده است .

اين رابطه حسنه ياري دهنده يا بر اساس پيشگيري اوليه مطرح مي شود يا ثانويه و ثالثيه . اصلي که در اين رابطه محور قرار مي گيرد آنست که در برخورد با مشکلات و ضروت حل آنها کمتر پيش مي آيد که فرد بتواند همه مشکلات خود را شخصاً حل کند و هميشه درست تصميم بگيرد و بهترين راه حل عملي را انتخاب کند و لذا به کمک ديگران  نيازمند است .

*  هدف مشاوره :

اگر چه افراد توانايي حل مشکلات خود را دارند پس توانايي فکر کردن ، دوباره فکر کردن ، تصميم گرفتن ، رفتار کردن و تغيير رفتار خود را دارند اما ممکن است در اين راه اشتباه کنند يا اگر تصميم درست گرفته اند سرعت تصميم گيري آنها کند و آهسته و وقت و نيروي زيادي صرف آنها شود . در حالي که يک مشاوره خوب مي تواند به افراد کمک کند تا خوب فکر کنند ، تصميم بگيرند و عمل کنند . به فرآيند تغيير رفتار و بهبود مشکلات آنها سرعت بخشد و از هدر رفتن نيروها جلوگيري کند و در نهايت توان پيش بيني ، ارزشيابي و بهبود تغييرات رفتاري را بالا ببرند .

در واقع هدف مشاوره آن است که مبنايي فراهم آورد که فرد را به شناخت توانايي ها ، نقاط ضعف خود ، شناخت مشکلات و تعريفي درست از آن و کشف امکانات و فرصتهاي  واقعي  و پرهيز از ايده آل گرايي محض و بررسي تهديدها و عوامل خطرزا  سوق دهد . يعني فرد S.W.O.t خود را بشناسد .

* نقش مشاوره :

در فرآيند مشاوره ، مشاوره هدف شخصي خود را نيز دنبال مي کند . اين هدف شخصي متعالي که رشد و ارتقاء دانش و بينش هاي فردي و رشد ويژگيهاي شخصيتي مي باشد مورد توجه مشاور است و تعامل دستاوردهاي بردار رشد شخصي حرفه اي مشاوره و بردار رشد مراجع نقش هايي را براي مشاور مي آفريند . که از اين قرار است :

1.      نقش تکاملي ( رشدي ) که در اين نقش ، مشاور به رشد شخصي فرد کمک مي کند .
2.      نقش آموزشي که مشاور به آموزش والدين ، آموزش مهارتهاي سازگارانه و رفتار مطلوب ، مهارتهاي زندگي ، شيوه هاي مقابله با استرس و حل مسأله ، مهارتهاي حل تعارض در زوجين و آموزش رفتار مناسب با کودک و از اين قبيل مي پردازد .
3.      نقش پيشگيرانه : بر اساس آنچه که مراجع در چه وضعيت و مراحله اي از مشکل قرار گرفته باشد مشاور با ارائه اطلاعات خود ، آگاهيهاي فرد را براي جلوگيري از اختلالات رفتاري ( پيشگيري اوليه ) مقابله با رشد و تسريع اين اختلالات ( پيشگيري ثانويه ) و بالا بردن توان پذيرش و مقابله و توانمندسازي فرد ( پيشگيري ثالثيه ) به انجام مي رساند .
4.      نقش توان بخشي مطلق که در آن مشاور به توان بخشي شخصيتي ، شغلي و حمايتي افارد معلول و مهجور اجتماعي مي پردازد .
5.      نقش تسهيل گرايانه که مشاور به حل مشکلات زناشوئي ، تحصيلي و شغلي افرادکمک مي کند .
6.      نقش مداخله اي که مشاور به کمک افرادي که دچار بحرانهاي مختلف شده اند مي شتابد .

* موفقيت در مشاوره
همانگونه که ذکر شد مشاوره روندي است متمرکز بر جوامع است که مستلزم رازداري است . اين روند با ايجاد يک تماس يا رابطه رواني که بين مشاور و مراجع شروع مي شود و با حاکم شده شرايط ويژه و لازم براي موفقيت روند مشاوره ادامه مي يابد . اين شرايط عبارت از صدق يا صداقت يا خلوص ، مشاور ، احترام به مراجع و درک هم فهمانه که مبناي داوري دروني مراجع است .

بنابراين موفقيت در مشاوره نه تنها مستلزم برخورداري مشاور از دانش و اشراف بر نظريه ها و بالا بودن سطح کارآموزي و مهارتهاي حرفه اي است بلکه مستلزم وجود ويژگي هاي شخصيتي ويژه اي چون تفاهم .... ، انسانيت و نگرش مثبت نسبت به انسان و ... در مشاوره خواهد بود . فلذا فرآيند مشاوره بر اساس ويژگي هاي شخصيتي ، نگرشي و ادراکي مشاور و استفاده مشاور از رويکردهاي مشاورهاي خاص داراي فراواني و تنوع بسيار است . اما در بين همه اين فراواني ها در فرآيند مشاوره ، مشاوره اي موفق تر خواهد بود که در آن مشاور توانسته باشد :

1.      انتظارهاي مثبت بيشتري را در ذهن مراجعه کننده  ايجاد کرده باشد . هر چه انتظار مشاور و مراجعه کننده از نتيجه درمان بالاتر و مثبت تر باشد ، اثربخش بودن مشاوره را بالاتر مي برد چرا که در واقع در فرآيند مشاوره به مراجعه کننده اين انتظار القا مي شود که اين پروسه او را مداوا مي کند و بهبودي که حاصل مي شود نتيجه ي انتظار مرجع براي مداوا شدن و اصلاح و بهبود يافتن است . انتظار مثبت در کليه فرآيندهاي مشاوره عنصرفعلي است و شرايط لازم براي ادامه يافتن درمان است .
2.      برقراري رابطه درماني قوي تر : چون مشاوره نوعي رابطه ميان فردي است بايستي اين رابطه بصورتي باشد که قبلاً از اينکه مراجع بتواند در فرايند تغيير شرکت کند بايستي توانسته باشد که به مشاور اعتماد کرده و با او همکاري نمايد . در اين رابطه مشاور بايد بيش از مراجع داري همخواني و انسجام و در کل از نظر عاطفي سالم باشد . او بايد بتواند نسبت به مراجع همدلي و نه همدردي داشته باشد به صورتي که مشکل را از زاويه ديد مقابل و از مراجع قياس دروني مراجع مورد بررسي قرار دهد .
3.      در فرآيند مشاوره اثرها و توان بسيار مطرح مي شود ، چرا که مشاور به مراجع توجه خاصي نشان مي دهد و شخص مي تواند مدت ناشي از توجه به يک متخصص کاردان را که مدت يک سعات شامل او بوده است توصيف کند .
4.      هشياري افزايي و ايجاد بينش و بصيرت بيشتر : مشاور با ارائه اطلاعات کافي و افزايش دامنه ادراکي و بالا بردن نمونه برداري ادراکي فرد ، به مراجع کمک مي نمايد تا اطلاعات بدست آمده را به گونه اي پردازش کند که او را به سمت پاسخدهي مناسب به محرک هدايت نمايد . اين هشياري افزايي يا به صورت پس خوراند يا آموزش صورت مي گيرد که از اين دو طريق ساختارهاي شناختي افراد براي مقابله با اطلاعات تهديد کننده قوت و قدرت بيشتري مي گيرد .
5.      افزايش پالايش رواني : مراجعه کننده به دليل ابتلا به هيجان هاي ممانعت شده دچار نوعي يبوست هيجاني يا بي اشتهايي رواني شده است . تحريک هيجاني روده اي چيزي است که اين بيماران براي آزاد کردن فشاررواني به آن نياز دارد . مشاوري که بتواند به مراجع کمک نمايد تا موانع هيجاني خود را در هم شکند و خود را از بار حجيم هيجانات رها کند و آنها را تخليه کند ، موفق تر از ديگران خواهد بود که مراجعشان نتوانسته تجربه روان بالاي مناسبي از خودشان نشان دهد .
6.      کنترل وابستگي : به صرف آنکه مشاور توانسته باشد در مراجع تغييرات واضح و مناسبي ايجاد کند موفقيت او مشخص نمي گردد . مشاور بايد بتواند تغييرات در فرد را ايجاد کند مشروط بر ان که وابستگي هاي موجود در محيط را قرار دهد يعني لازم نيست که مراجع براي  تغيير کردن به چيزها يا اشخاص ديگري من جمله مشاور وابسته شود و به اصطلاح روي پاي خود بايستد .

مشاور انواع مختلفي دارد که بر اساس افراد شرکت کننده به دو نوع فردي و گروهي و بر اساس موضوع به انواع شغلي ، تحصيلي ، خانواده و بر اساس محوريت کمک رساني به انواع مشاوره تسهيلگرانه ، پيشگيرانه ،‌ تکاملي و درماني و مشاوره در بحران و بر اساس نوع مخاطب به مشاوره زوج ، نوجوان ، کودک ،‌سالمند تقسيم مي شود .

منبع : ‏http://www2.irib.ir/health