جهش تولید | یک‌شنبه، ۴ آبان ۱۳۹۹

پدر اقتدارت کجاست؟ - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

پدر اقتدارت کجاست؟

پدر اقتدارت کجاست؟


پدر اقتدارت کجاست؟

 


اگر کودک دیروز از صلابت و اقتدار افراطی پدر می نالید، کودک امروز از عدم اقتدار و گاها از فقدان تکیه گاهی  استوار و تفریط پدرانه  می نالد...


قدیمی ترها اصول و روشهای مختص و ویژه ای برای تربیت فرزندانشان داشته اند  و حتی گاها عقایدی را در این باب  ابراز می داشتند که هم اکنون من و شمای شنونده را به تعجب وا می دارد. وقتی بزرگترهای فامیل  و والدینم از خاطرات تربیتی کودکی شان برایم تعریف می کنند و از پدرانی برایم می گویند که حتی اجازه نفس کشیدن را باید صادر می نمودند ، انگشت  حیرت به دهان گرفته و با خود می گویم چه رفتار ها و اندیشه های  نا پخته و ساده ای که پشت بند آن هیچ ادله منطقی موجود نیست که گواه بر صدق و صحت رفتارهایشان باشد، اما پس از اندکی تامل، این گونه دلسوزی ام را به کودکان دیروز نشان می دهم که شاید دلیل و برهان پدران  آنان، از اِعمال  چنین نگرش ها و رفتار های نامنعطف در تادیت فرزندان،نشات گرفته از سبک تربیتی مستبدانه باشد.

امروزه، بازار چنین سبک مستبدانه ای از رونق افتاده و هیچ کس حتی خود پدران نیز خریدار چنین نگرشی نیستند و حتی خواهان اجرای برخی از  قوانین درست و پسندیده این سبک در تربیت فرزندانشان نمی باشند.

در سال های نه چندان دورهمانند امروز ، پدران نقش ملموس تری در تربیت فرزندان نداشته و در جایگاهی والا مقام تر که راس مدیریت خانواده  باشد قرار داشته و حرف اول و آخر خانه را بدون توجه به نظرات مفید دیگر اعضای خانواده ،به صورت وحی مُنزل بیان نموده و اعضا  بایستی با کمترین تنش و آزردگی  ملزم و مجبور به پذیرش می شدند حتی  اگرعلی رغم میل باطنی شان  بود؛ البته باید بگوئیم،  خیلی کم پیش می آمد که کسی پیشنهادات و اظهارات بزرگ خانواده را برترین و درست ترین اندیشه نداند.

آنچه که توصیف آن  پیش رویتان واقع شد تنها یک روی سکه بود که شاید از نظرمن و شما  نوعی و یا بسیاری از صاحب نظران امر، پذیرش چنین پدران مقتدر اما به تعبیری دیگر مستبد ،واقعا به دور از  انصاف و عدل بوده ، اما در دگر روی این سکه چیزدیگری  نمایان است:

با گذشت زمان و پیشرفت روز افزون جوامع و افزایش سطح دانش و آگاهی از یک سو و ورود فناوریهای متعدد و دستیابی به تکنولوژی های مدرن از دگر سو ، تغییرات شگرفی در سطح اطلاعاتی افراد در پیشبرد بهتر و سازنده تمامی ابعاد زندگی،بالخص تربیت فرزندان، پدید آمده  تا بدان جایی که، امروزه  دیگر اندیشه مستبدانه و خودرای مآبانه پدران نه تنها پذیرفته نیست، بلکه مطرود و تابوست.

پدران دیروز با وجود دانش و اطلاعات کم ، تربیتی آگاهانه و متناسب با اقتضاعات زندگی داشتند و در رهبری خانه و خانواده از شیوه دیالیکتیکی خاموشی تبعیت می نمودند بدان امید که فرزندانشان مایه سر افرازی و مباهاتشان گردند

پدران امروز ما، بیش از پدرانشان می دانند که در قبال فرزند، نقش های متفاوتی دارند و برای حصول موفقیت در تربیت ، دیگر روش پدرانشان کارساز نیست و باید با تدابیری غیر آن چه آموخته اند وارد میدان عمل شوند.اکثریت قریب به اتفاق پدران، دست از قدرت کاذب و بی دلیل شسته و در جایگاه مقابل پدرانشان ایستاده و به گونه ای دوستانه با فرزندانشان رفتار می نمایند  ،که اتخاذ چنین شیوه ای با رعایت اصول بنیادین، بسیارارزشمند است.

اما متاسفانه ،بسیاری از پدران با شناخت ناکافی و عدم آگاهی صحیح از اصول این شیوه دوستانه ،راه را خطا رفته و برعکس پدرانشان از این ور بام افتاده اند. تخریب مدام و بی ملاحظه آن شیوه مستبدانه و کرنش بیش از اندازه  بر این شیوه جدید تربیتی  ، موجب پرورش پدرانی سهل گیر شده است که  با اندیشه ها و سبک های درست تربیتی منافاتی دو صد چندان دارد.

اگر کمی دقیق تر شوید متوجه می شوید که اگر چه امروزه خبری از آن پدران خودرای نیست اما حال و روز فرزندان نه تنها هیچ  توفیقی نکرده بلکه وخیمتر نیز  شده است ، اگر کودک دیروز از صلابت و اقتدار افراطی پدر می نالید، کودک امروز از عدم اقتدار و گاها از فقدان تکیه گاهی  استوار و تفریط پدرانه  می نالد.

با التفات ویژه به آنچه که از توجه تان گذشت و نگاهی دوباره  به عبارت آغازین این یادداشت ، خواهید دانست که پدران دیروز با وجود دانش و اطلاعات کم ، تربیتی آگاهانه و متناسب با اقتضاعات زندگی داشتند و در رهبری خانه و خانواده از شیوه دیالیکتیکی خاموشی  تبعیت می نمودند بدان امید که فرزندانشان مایه سر افرازی و مباهاتشان گردند.  اگر چه پدر دیروز قدرت طلب بوده و راه دررویی برای تخطی از اوامر برای فرزندان نمی گذاشته ، اما با این وجود، محبتی کتمان شده در بیان اما عیان در تربیت داشته است که به طور غیر مستقیم آن را به فرزندانش منتقل می نمود و فرزندان در سیطره آن اقتدار و قدرت مطلق، اگر وجه استبدادی به خود نمی گرفت و با درایت مدیریت می شد،. اصول صحیح زندگی کردن را آموزش دیده و  با مسئولیت و متعهد پرورش می یافتند و در آرامش و آسایش زیست می نمودند.

این شگرد پدران دیروز،همان هدف مهم تربیتی است که رنگ و بوی علم به خود گرفته و با عبارات  و اظهارات علمی و کمی لطیف تر از شیوه پدران دیروز،توسط روان شناسان و متصدیان امور تربیتی  بیان گردیده، اما متاسفانه این مهم ، از سوی پدران مورد سوء برداشت قرار گرفته و شیوه نوینی متضاد با آنچه که در اصل است، تعریف شده است.

پد ر امروز به اشتباه اندیشیده که باید چیزی متضاد از پدرش باشد، آنچه او بوده و می کرده را کنار بگذارد و بشود آنچه که فرزندش می خواهد، اینجاست که یکی از حلقه های مهم تربیت کتمان شده و از همه مهمتر فراموش می گردد.     این حلقه مفقوده  تربیت  پدران امروزی  چیزی نیست جز همان اقتدار پدران دیروزی .

واقعیت امر این چنین است که در برخی از خانواده ها، اقتدار و قدرت پدرانه تحلیل رفته و تربیت فرزندان صورت رقت انگیزی پیدا كرده است

امروزه، پدران ابراز محبت در بیان دارند و به هر گونه شده با هر ساز فرزندان می رقصند و تصور می کنند موفقیت در تربیت، یعنی برآوردن بی چون و چرایی خواسته های فرزندان حتی گاها مشاهده شده که آمال فرزندان و آرزوهای دست نیافتی دیروز خود پدران، با هم معجون هوس انگیزی را شکل می دهند که علی الظاهر خوردن آن خالی از لطف نیست اما غافل از اثرات خاموش آن .

بسیاری از پدران از كیفیت لازم جهت موضع گیری در قبال فرزندان غافل و یا بی خبرند؛ بی تردید متعاقب چنین  نفوذ و قدرت کنترل اندك، وجود فرزندانی نا خلف،بی بند وبار و سردرگم، امری اجتناب ناپذیر و طبیعی خواهد بود.

فرزندان این پدران دیگر متعهد و مسئولیت پذیر نیستند، پرتوقع و زیاده خواه شده اند ،اهداف پدرانشان را پی جویی نمی کنند و حتی گاها آنها را افکاری کهنه و از مد افتاده تلقی می نمایند خلاصه آنکه طبل تو خالی شده اند که فقط  آواز خوششان از دور خوش است.

با توجه به اصول تربیت اصیل ما ایرانی ها و اذهان به این مطلب که كوتاه داشتن دست فرزندان از دامان پدر، پیامدهای نامطلوب و ناگواری در پی دارد بدون شک به این یقین دست  خواهیم یازید که: برخی از جلوه های نازیبا و مهلک این تدبیر بدیع و به اصطلاح روشن فکرانه، که سمّ کشننده تدریجی است، نه تنها چهره کریه و زشت آن شیوه بسیار مقتدرانه و گاها مستبدانه را پنهان ننموده بلکه رو سفیدترش نیز کرده است ، حتی گاها این اندیشه را به ذهن متبادر می سازد که آن شیوه مقتدرانه افراط گونه  بهتر از این شیوه جدید بوده است.

وقتی اکنون خاطرات بزرگترها را دوباره مرور می کنم ، دیگر  دلیل و برهان تربیتی پدران  آن روزگار را استبداد و زورگویی  نمی دانم، بلکه اقتداری می پندارم که رنگ و بوی افراطی به خود گرفته بود.

الان می فهم که در پس زمینه آن رفتار های به ظاهر مستبدانه  و انعطاف ناپذیر، دنیایی از تجربه و آگاهی نهفته بوده است که با جلوه ای نا زیبا برایمان تعبیه شده اند، چرا که بسیاری از آن کودکان دیروز، امروز در مرتبه ای قرار گرفته اند  که به خوبی و با زبان تشکر از آن اقتدار باطنی و استبداد ظاهری یاد می کنند.

حال، اگر عواقب مستبد بودن پرورش کودکانی سالم و فهیم است  بیائید با تلطیف برخی از آن اصول ،کمی مستبدانه رفتار کنیم.

منبع:تبیان