جهش تولید | پنج‌شنبه، ۹ بهمن ۱۳۹۹

وقتی احساس عقل را پس می زند - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

وقتی احساس عقل را پس می زند

وقتی احساس عقل را پس می زند


گاهی می شود که یک خبر، یک اتفاق و یک رویداد را هرچقدر هم که بخوانیم و هر چقدر هم که با خودمان تکرار کنیم باز هم باور کردنش برایمان سخت است.
خیلی سخت است که باور کنیم بعضی از ما آدم ها که ادعای زرنگی و باهوش بودن هم داریم، گاهی چه آسان اسیر دست دیگران می شویم و چه آسان از داشته های خود می گذریم و چه آسان عقل و ذکاوتمان را پای احساسات و هیجانات زودگذر قربانی می کنیم.
کم نیست از این دست خبرها که می شنویم برخی دختران ساده دل و پاک و نجیب اسیر دست شیادانی شده اند که با ترفند رساندن دختران به آمال و آرزوهایشان آنها را با وعده ازدواج فریفته اند.
کم نیستند پسرانی که اسیر کرشمه های برخی دختران می شوند و آنگاه که در دام افتادند، براحتی از هر آنچه دارند و ندارند باید بگذرند تا خواسته های آنان را برآورده کنند.
این روزها و این سال ها گویا شنیدن خبرهایی درباره فریفته شدن و اغفال عادی شده است. تعجب آنجاست که با وجود انعکاس خبرهای اینچنینی در فضای مطبوعات و دهان به دهان شدن این دست خبرها میان مردم، باز هم شاهد چنین اتفاق هایی هستیم.
باز هم شاهدیم و می شنویم و می خوانیم و می بینیم که دختری در خیابان عاشق پسری شد و پایش را در یک کفش کرد که باید با او ازدواج کند. باز هم می شنویم که دختری در فضای مجازی فریفته پسری شد و به خواسته های او تن داد. روی سخن در اینجا با خانواده ها و پدر و مادر ها نیست.
روی سخن با جوانان دختر و پسری است که چه بسا خود را عقل کل می دانند و معتقدند خود به راحتی و بی دخالت والدین و بزرگ ترها می توانند شریک زندگی خود را انتخاب کنند و البته براحتی نیز اسیر ترفندهای شیادان می شوند.
روی سخن با جوانانی است که در این باره از کسی جز خود حرف شنوی ندارند. کاش پیش از دلدادگی و دلبستن در خیابان و پارک و فضای مجازی و ازدواج های سرخود، کمی هم به دور از احساسات صرف، عاقلانه تصمیم بگیرند و بدانند که عقل حکم می کند نظر والدین را درباره شریک زندگی بپرسند تا خدای نکرده اسیر کلاهبرداری ها و شیادی ها نشوند. حکایت همان حکایت خشت خام و آئینه و پیر و جوان است.





روزنامه جام جم