جهش تولید | سه‌شنبه، ۱۱ آذر ۱۳۹۹

هنرمند و دلقک - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

هنرمند و دلقک

هنرمند و دلقک



«عبید زاکانی» در روزگار شاه ابواسحاق، در شیراز به تحصیل علم مشغول بود.
او نسخه‌ای از علم معانی به نام شاه ابواسحاق تصنیف کرد و خواست که آن کتاب را به ابواسحاق نشان بدهد.
وقتی به دربار شاه رفت، گفتند:
ـ دلقکی به دربار آمده است و شاه به تماشای او مشغول می‌باشد!
عبید که تعجب کرده بود، با حیرت ازآنجا برفت و دوستان را گفت:
ـ هرگاه تقّرب سلطان به مسخرگی و دلقکی میّسر گردد، چرا کسی ذوق لطیف خویش را به دود چراغ مدرسه کثیف سازد.!

برگرفته از کتاب حکایتها و لطیفه‌های تربیتی