جهش تولید | چهارشنبه، ۵ آذر ۱۳۹۹

همه ساله است یا فقط برای امسال؟ - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

همه ساله است یا فقط برای امسال؟

همه ساله است یا فقط برای امسال؟



‏ گویند روزی هارون‌الرشید به خاصان و ندیمان خود گفت: من دوست دارم شخصی که خدمت رسول ‏اکرم(ص) مشرف شده و از آن حضرت حدیثی شنیده است را زیارت کنم تا بلاواسطه از آن حضرت ‏حدیثی را برای من نقل کند.‏
چون خلافت هارون در سال ۱۷۰ هجری واقع شده بود، لذا معلوم بود که با گذشت این مدت طولانی، یا ‏کسی از زمان پیامبر اکرم(ص) باقی نمانده باشد و یا اگر هم کسی باقی مانده باشد، به ندرت پیدا خواهد ‏شد.‏
به هر حال ملازمان هارون در صدد پیدا کردن چنین شخصی، در اطراف و اکناف جستجوی زیادی کردند. ‏ولی هیچ کس را نیافتند. به جز مرد پیری که قوای طبیعی خود را از دست داده و از حال رفته و ضعف و ‏سستی، بنیاد هستی او را درهم شکسته بود و به جز نفس و یک مشت استخوان، چیزی از او باقی نمانده بود. ‏او را در زنبیلی گذارده و با نهایت مراقبت و احتیاط به دربار وارد کرده و نزد هارون بردند. هارون بسیار ‏خوشحال شد که به منظور خود رسیده و کسی را که رسول خدا(ص) را زیارت کرده است و از او سخن ‏شنیده، می‌بیند.‏
هارون گفت: ای پیرمرد آیا خودت پیامبر اکرم(ص) را دیده‌ای؟ گفت: بله. هارون گفت: چه وقت او را ‏دیدی؟ پیرمرد گفت: در سن کودکی بودم که روزی پدرم دست مرا گرفت و به خدمت رسول‌الله(ص) برد ‏و من بعد از آن دیگر خدمت آن حضرت نرسیدم تا از دنیا رحلت فرمود.‏
هارون گفت: بگو ببینم در آن روز از رسول خدا(ص) سخنی شنیدی یا نه؟ پیرمرد گفت: بله، آن روز از ‏رسول خدا(ص) این سخن را شنیدم که می‌فرمود آدمی پیر می‌شود و هرچه به سوی پیری می‌رود، به ‏موازات آن دو صفت در او جوان می‌شود، یکی حرص و دیگری آرزوی دراز.‏
هارون بسیار شادمان و خوشحال شد که روایتی را فقط با یک واسطه از زبان رسول خدا(ص) شنیده است. ‏لذا دستور داد یک کیسه‌ زر به عنوان هدیه و پاداش به پیرمرد دادند.‏
بعد از این که پیرمرد را از نزد هارون بیرون بردند، هنوز چند قدم بیشتر دور نشده بود که پیرمرد ناله ضعیف ‏خود را بلند کرد که: مرا به نزد هارون برگردانید که با او سخنی دارم. گفتند: نمی‌شود. پیرمرد گفت: ‏چاره‌ای نیست حتماً‌باید برگردانید زیرا کار مهمی دارم.‏
به ناچار دوباره پیرمرد را نزد هارون برگرداندند. هارون پرسید: جریان چیست؟ پیرمرد گفت: قربان سؤالی ‏دارم. هارون گفت: بپرس. پیرمرد گفت: حضرت سلطان! آیا این پاداشی که امروز به من عنایت فرمودید، ‏فقط عطای امسال است یا هر سال عنایت خواهید فرمود:‏
هارون‌الرشید صدای خنده‌اش بلند شد و از روی تعجب گفت: راست فرمود رسول خدا(ص) که هرچه ‏فرزند آدم رو به پیری و فرسودگی می‌رود دو صفت حرص و آرزوی دراز در او جوان می‌گردد!‏
رسول اکرم(ص): یهرم ابن آدم و یشب منه اثنتان الحرص علی المال و الحرص علی العمر‏
آدمی‌زاد چون پیر شود دو صفت در او جوان گردد: حرص بر مال و حرص بر عمر.‏

برگرفته از کتاب اندرزها و حکایات