رونق تولید ملی | یک‌شنبه، ۲۸ مهر ۱۳۹۸

هرگز او را در آغوش نگیرید ! - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

هرگز او را در آغوش نگیرید !

هرگز او را در آغوش نگیرید !

چگونه "خانواده " بر رفتار کودک تاثیر می گذارد ؟

 


مهمترین عامل اجتماعی شدن در زندگی هر انسان ، تجارب دوران کودکی وی در محیط خانواده است .

 

 

فضای خانواده ، گاهی آکنده از مهر و محبت ، فداکاری و گذشت ، صمیمیت و گرمی است و در عین حال ، گاهی توام با حسادت و رشک ، دشمنی ، کینه توزی ، نفرت و خشم است .


کودکان در جریان اجتماعی شدن ، این گونه عواطف را در کنار والدین و خواهران و برادران خود تجربه می کنند . اعضای خانواده آن قدر به هم وابسته اند که هر نوع مشکل یا مسئله ی یک عضو از خانواده ، به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر زندگی سایر اعضاء تاثیر می گذارد . به همین علت ، روانشناسان گاهی در درمان یک فرد ، ترجیح می دهند همه ی اعضای خانواده را از نزدیک ملاقات کنند .

پس با توجه به دانستن اهمیت خانواده در شکل گیری شخصیت فرزندان ، این سوال را مطرح می کنیم که : چگونه خانواده بر رفتار کودک تاثیر می گذارد ؟

ولی قبل از این سوال ، باید بپرسید : " چه نوع خانواده ای؟

 

به زعم مشکلات یاد شده ، روانشناسان با استفاده از راهبردهای مختلف ، انواع خانواده ها را بررسی کرده و نتایج مفیدی به دست آورده اند . در این مقاله برآنیم تا به بررسی این نتایج بپردازیم :

فرزندان نیز بر خانواده تاثیر می گذارند !

روانشناسان سال هاست با ابداع روش هایی ویژه کوشیده اند تاثیر خانواده را بر چگونگی رشد شخصیت روشن کنند ، اما در مسیر این بررسی ها با مشکلات متعددی مواجه بوده اند . یکی از این مشکلات ، نادیده گرفتن تاثیری است که کودکان بر رفتار والدین دارند . اکثر محققان در گذشته تاثیر رابطه میان والدین و فرزندان را نوعی رابطه یک طرفه تلقی می کردند و تنها تاثیر رفتار والدین را برشخصیت فرزندان در نظر می گرفتند ، یعنی به اثرهایی که کودکان بر کل رفتار والدین داشتند ، توجه چندانی نمی دادند .

در چند سال اخیر پژوهشگران دریافته اند که هر کودک کم و بیش با خلق و خویی خاص متولد می شود ، و این خلق و خو ، گاهی برای سال ها تداوم دارد . مثلا برخی نوزادان ، فعالتر و هشیارترند و عملا در خواب و خوراک نظم بیشتری نشان می دهند . در حالی که در صدی از کودکان ، که روانشناسان گاهی آنان را نوزادان دشوار نامیده اند ، بی قرار و تحریک پذیرند .

با توجه به واقعیت فوق این سئوال مطرح می شود که تا چه اندازه اطفال از همان ابتدای زندگی ، بررفتار و نگرش والدین اثر می گذارند ؟

در مجموع ، کودکانی که خلق مثبت دارند ، با رفتارهای خاص خود در والدین ، رفتارهای مطلوبتری را بر می انگیزند ، و به همین ترتیب ، اطفال کژخلق ، واکنش های دیگری فرا می خوانند

روانشناسان تاثیر متقابل والدین و اطفال بر یکدیگر را ، اصل دوسویه نامیده اند . با توجه به این اصل ، نمی توان در بررسی خانواده ، صرفا بر تاثیر رفتار والدین بر فرزندان تکیه کرد ، بلکه در هر نوع نتیجه گیری ، تاثیر کودکان بر والدین نیز حائز اهمیت است.

 

شیوه های متفاوت فرزندپروری

تا نیم قرن پیش ، بسیاری از والدین انتظار داشتند که فرزندان آن ها بی چون و چرا از اوامر آن ها پیروی کنند ، ولی در حال حاضر بسیاری از والدین واقع بین دیگر چنین انتظاراتی ندارند . با توجه به گسترش اطلاعات ، در مورد شیوه های فرزند پروری ، نگرش والدین نیز در بسیاری از زمینه ها دستخوش تغییر شده است .

به جمله زیر ، که در اوایل قرن بیستم توسط یک متخصص روانشناس در مجله های تربیتی نقل شده است ، توجه کنید :

« برای تربیت کودک ، شیوه معقولی وجود دارد . با بچه طوری رفتار کنید که گویی بزرگسالی کم سن و سال است . با نهایت دقت به او لباس بپوشانید و حمامش کنید. با او شیوه عینی و با استواری ملاطفت آمیزی رفتار کنید . هرگز او را در آغوش نگیرید و روی زانوی خود ننشانید . اگر ناچار شدید فقط در موقع شب خوش گفتن ، یک بار پیشانی او را ببوسید . صبح هنگام با او دست بدهید . اگر موقعیت چشمگیری در کاری دشوار از خود نشان داد ، دستی به سروگوش او بکشید . بد نیست این روش را آزمایش کنید . ظرف یک هفته درخواهید یافت که چه آسان می شود ، رفتاری کاملا جدی و در عین حال ملاطفت آمیز داشت و آن گاه از روش احساساتی و آبکی که خود قبلا دنبال می کردید ، به شدت شرمنده خواهید شد» .

همانطور که در دین ما به آن اشاره شده است در امر تربیت ابراز محبت به فرزند لازم و ضروری است و بدون ایجاد یک رابطه عمیق و عاطفی بین والدین و کودک نمی توان انتظار داشت  فرزند از والدین خود حرف شنوی داشته ، و در سالهای نوجوانی دچار مشکلات بیشتری می شود .

به نظر می رسد که در قرن معاصر ، والدین نسبت به نیازهای فرزندان خود آگاهتر ، هشیارتر و احتمالا به مراتب انعطاف پذیرترند . با توجه به تغییری که در نگرش کلی والدین صرفا برای مدت خاصی اعتبار دارد و نمی توان همیشه به این یافته ها متکی بود .

 

انواع متعدد خانواده

امروزه با شنیدن کلمه خانواده ، صرفا ترکیب خاصی از والدین و فرزندان القاء نمی شود ، بلکه به علت افزایش طلاق ، ازدواج های مجدد ، وجود برادران و خواهران ناتنی ، وجود ناپدری و نامادری و نیز خانواده های تک والدی ، برای ما شکل های متنوعی از خانواده تداعی می شود .

افزون بر آن ، در قرن حاضر خانواده های گسترده به تدریج جای خود را به خانواده های هسته ای داده اند . ولی خانواده های هسته ای نیز خود شکل های گوناگونی دارند.

والدین ارزش های موجود در فرهنگ خود را به فرزندان منتقل می کنند ، و با توجه به این واقعیت ، بحث از تاثیر والدین ، بدون توجه به عوامل فرهنگی ، از اعتبار لازم برخوردار نخواهد بود

ارزش ها و سنت های متفاوت فرهنگی

ارزش ها و سنت های فرهنگی بر شیوه های فرزند پروری موثراست . در هر فرهنگ ، ارزش های غالب ، الگوهای خاصی از شیوه فرزند پروری را در بر می گیرد .

در فرهنگ ژاپن ، شخصیت آرمانی ، فردی است که به نسبت مطیع باشد و به آداب و رسوم اجتماعی احترام فراوان بگذارد .  درآمریکا ، کودک آرمانی ، رقابت طلب ومستقل است . در پاره ای از قبایل سرخپوست، کودک مطلوب ، کسی است که شجاع ونترس باشد .

به هر حال والدین ارزش های موجود در فرهنگ خود را به فرزندان منتقل می کنند ، و با توجه به این واقعیت ، بحث از تاثیر والدین ، بدون توجه به عوامل فرهنگی ، از اعتبار لازم برخوردار نخواهد بود.

منبع:تبیان