نقش سیمرغ در آثار مارلیک

افسانه های اساطیری هندو ایرانی در آثار مارلیک بدون کوچک ترین تحمل ودرنگی قابل بررسی می باشد .هنرمندان جام ها ومهره ها ، عقاید وافسانه های اساطیری شرق را در تک تک آثار خود به تصویر کشیده اند .پرندگان تخیلی وافسانه ای – حیوانات بالدار – انسانهای دوگانه و تصویرهای نقش بسته در آثار مارلیک همگی نشانه ای از اسطوره های جاویدان ادبیات جهان است .در کتاب باستانی ایرانیان «اوستا ومنظومه بزرگ فردوسی »نشانه های نقوش جام مارلیک ، آشکارا به چشم می خورد .«سیمرغ در شاهنامه و اوستا وروایات پهلوی ، موجودی خارق العاده وشگفت انگیز است .پرهای گسترده اش به ار فراخی می ماند که از آب کوهساران لبریز است» ولی سیمرغ در شاهنامه فردوسی ، سیمرغ دلبستگی خاصی به ایران دارد وشاید به این دلیل که زندگی خود را در روی کوههای آن آغاز کرده است .می گویند محل مرغ افسانه ای سیمرغ که منظومه فردوسی با شگفتی های فراوان از آن یاد می کند در حوالی مارلیک قرار گرفته است ، شاید « البرز کوه »که بارها با نامهای مختلف در اوستا ومنظومه فردوسی از آن یاد شده زادگاه اسطوره های ایرانی ومحل استقرار سیمرغ ونیز همان «کوه دُلفک» باشدکه شگفتی (مارلیک)از بام آن ، زیباترین مناظر منطقه را پوشانده است در همین رابطه ومضمون مُهر استوانه مکشوفه مارلیک که از جنس بدل چینی ساخته شده نیز حیوان تخیلی وافسانه ای را نشان می دهد که با بدن حیوان چهارپا ودُمی طویل وبرگشته به طرف بالا دیده می وشد .به روی سرحیوان که به شکل پرنده نمایش داده شده کلاه یا پوششی به شکل دایره مشاهده می گردد .بالهای حیوان بر پشت او قرار دارد .سر حیوان تا اندازه ای شبیه به سر حیوانی است مانند سیمرغ یا گریفین است که به روی یکی از جامهای طلای مارلیک نیز مشاهده می گردد .بال این حیوان افسانه ای به صورت خطوط مستقیم موازی بر پشت حیوان نمایش داده شده است .هنرمندان این آثار شگفت انگیز را تولید کردند وآن را پشتوانه ای برای الهام بخشی فرهنگ پایدار اقوام خود قرارداده اند.

گوینده:پوران حاجتی