جهش تولید | جمعه، ۱۴ آذر ۱۳۹۹

نام واژه فومن - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

نام واژه فومن

Loading the player...


فومن واژه ای بازمانده از زبان ایران باستان می باشد واز دو بخش فو=پوومن تشکیل شده است .پووپویی در زبان اوستایی به معنای در آغاز ،نخست وپناه بخشیدن یا پناه بخش اندیشه آمده است ومن نیز در زبان ایرانی به معنی اندیشیدن ودریافتن می باشد .بنابراین فومن را می توان پناهگاه اندیشه یا اندیشمندان معنا کرد .شاید این جایگاه در آغاز کانون ومحل گردهم آیی اهل تفکر وریاضت ویا صاحبان اندیشه بود وبه همین سبب به فومن (پومن )معروف گشت .در فرهنگ فارسی معین واژه ی فوم به معنای نخود ، سیر ولوبیا آمده است این واژه به همراه پسوندِ ن =اَن معنای جایگاه کشت سیر یا کشتگاه بقولات می دهد .
جلگه ی فومن بدلیل داشتن خاک حاصلخیزورودهای فراوان از مناطق مهم کشاورزی استان گیلان محسوب می وشد برنج ، چای ،توتون ، حبوبات ،صیفی وابریشم مهمترین محصولات این شهرستان به شمار می روند .فعالیت های دامی در نواحی کوهپایه ای وکوهستانی این شهرستان رواج ورونق دارد .صنایع دستی وماشینی نیز در این شهرستان از جایگاه مهمی برخوردار است ومعادن این شهرستان بیشتر در ماسوله قرار دارد که عبارتند از :معادن آهن ،زغال سنگ ،مس وسرب .
با نگاهی به برخی مانده ها ویافته های ناچیز تاریخی ، به گمان پیشینه ی بر پایی فومن به دوره های پیش از اسلام بر می گردد .فومن در دوره ساسانی ، کانون فرمانروایی ، دودمانی بوده است که
نوشته های تاریخی از آنها به نام گاوباره = (گابره)، دابویه وپادوسپانیان یاد می شود .سردودمان گاوبارگان ، گیل فرزندگیلان شاه بود که پس از رسیدن به مقام ، فرزند بزرگ خود دابویه را به جانشینی برگزید واو را به مازندران که در آن زمان ولیعهد نشین سرزمین بود فرستاد وخود در فومن اقامت گزید .شهرستان فومن دارای دو شهر به نام های فومن وماسوله ودو بخش به نام های مرکزی وسردار جنگل وشش هستان به نام های آلیان ، رود پیش ، سردار جنگل گشت ، گوراب پس ولولمان و144 پارچه آبادی دارای سکنه می باشد .



 

 

 

نوع: توليد ويژه صوتی

موضوع :جاذبه های تاریخی و طبیعی

کاری از :پوران حاجتی