مکتب دار

مکتب یا مکتب خانه مکانی است که در آنجا سوادخواندن نوشتن می آموزند ومکتب دار ملا وشخص باسوادی می باشد که پیشه اش افتتاح مکتب خانه وتعلیم کودکان ونوجوانان است .شغل مکتب داری هم مردانه است وهم زنانه ، عنوان مکتب دار مرد ، جناب میرزا وآخوند می باشد وزن مکتب دار املاباجی می گویند .شاگردان مکتب خانه زنانه را دختر بچه وپسربچه های شش ساله تشکیل می دهند وآخرین حد سوادشان هم خواندن «عمّ جزء» وسوره های کوچک قرآن است .اما شاگردهای مکتب خانه های مردانه همه پسر هستند ، وغیر از تعلیم قرائت قرآن نوشتن خط وحساب سیاق وخواندن کتابهای فارسی را هم می آموزند .اولین وسیله تشکیل مکتب خانه داشتن یک اطاق بزرگ است ، که ملا باجی ها یکی از اطاق های نشیمن خودشان را به این کار اختصاص می دهند ولی مکتب خانه های پسرانه را نمی شود ودر منزل مسکونی جای داد یا باید در دو سه در بند دکان تودرتو تکشیل داد ، یا در یک سراچه درست ویا در یکی از صحن های مساجد وحسینه های محل.
میرزا در صدر اطاق روی تبشکچه اش می نشیند جلویش یک متر پایه کوتاه نسبتاً وسیعی است .روی میز تعدادی قلم ویک دوات وچند ورق کاغذ وقلم تراش وقرآن است وکنارش هم یک چوب بلند ودو سه ترکه نازک قرار دارد 
شاگردها دورتا دور اطاق ، روی پوست تخت یا هر نوع  فرشی که هر کس از منزل خودش آورده است می نشیند وبا صدای بلند درس می خوانند وخودشان را می جنبانند یکی الف ، ب می خواند ، یک عمّ جزء یکی قرآن ، یکی قرآن ، یکی گلستان سعدی وغیره معمولاً شاگردهای بزرگتر پهلوی کوچکترهایی می نشینند که غلط هایشان را بگویند .جناب میرزا ضمن اینکه حرکات تمام بچه ها را زیر نظر دارد وگاهگاهی به آنهایی که بیکار نشسته اند نهیب می زدند ، برای شاگردان بزرگتر سرمش می نویسد دم درب ورودی یک لوحه بزرگ آویخته اند یک طرف لوحه نوشته شده «رفت » وطرف دیگرش «آمد» وهر بچه ای که نیاز به نوشیدن آب یا قضای حاجات داشته باشد ، با بلند کردن دست وگفتن «آخوندادب » اجازه می گیرد تا بیرون برود .در حین رفتن باید لوحه را به طرف «رفت »بچرخاند که معلوم باشد یکی از بچه ها بیرون است .
 
گوینده:پوران حاجتی