مهران خداپرست

بنام خدايي كه در اين نزديكيست
لاي اين شب بوها ، پاي آن كاج بلند
روي آگاهي آب ، روي قانون گياه

موسيقي زيباترين و روح پرورترين صداهاست ، بيان آرزوها و خواهش ها و دردهاي نا گفتني ست.
اينجانب مهران خداپرست بهمبري در اول شهريور سال 1339 در خانواده اي هنر دوست و اصيل گيلاني در گرگان متولد شدم. چون پدرم نظامي بودند در سال 1337 به گرگان انتقال يافتند به همين جهت يكسال اول زندگيم در آنجا سپري شد. سپس به تهران و بعد از آن به بندر خرمشهر نقل مكان كرديم تحصيلات ابتدائي تا كلاس دوم را در بندر خرمشهر و از كلاس سوم تا مقطع اول راهنمايي در بندر انزلي و از دوم راهنمائي به دليل برگشتن خانواده ام به رشت تا پايان دوره متوسطه را در اين شهر به اتمام رساندم. از آنجايي كه پدرم صدايي خوش داشتند و به رديف آوازي نيز آشنا بودند مشوق اصلي من در جهت فراگيري موسيقي شدند.
موسيقي را از همان دوران تحصيل با توجه به علاقه اي كه در من ايجاد شده بود در سال 1353 در اداره كل فرهنگ و هنر (سابق) با آموزش تخصصي ويلن زير نظر استاد ناصحي آموختم سپس در سال 1356 رديف ابوالحسن صبا را نزد استاد بهمن شكيبي گذراندم. در دوران دبيرستان موفق به دريافت چندين مقام اول استاني و ديپلم افتخار كشوري شدم. در همان سالها با تلاش و پشتكار بي وقفه نواختن پيانو – ارگ را فرا گرفتم. پس از انقلاب فرهنگي با موفقيت در كنكور سراسري وارد دانشكده هنر استاد مطهري تهران شدم و در همان دوران دانشجويي جهت بالا بردن سطح علمي آموزش پيانو و ارگ تلاش بسزايي نمودم و همزمان نيز به تدريس موسيقي پرداختم. پس از فراغت از تحصيل به عنوان دبير هنر در آموزش و پرورش استخدام و در ناحيه يك رشت كار خود را آغاز نمودم و در طي اين سالها در مقاطع راهنمايي ، متوسطه ، مركز تربيت معلم تدريس و در حال حاضر در كانون فرهنگي تربيتي شهيد موسوي ناحيه يك رشت به عنوان آهنگساز و مربي

 

هنرهاي آوايي مشغول به فعاليت مي باشم.
در سال 1371 با اخذ مجوز رسمي از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي آموزشگاه موسيقي نوا را در شهر رشت تأسيس نمودم كه پس از سالها فعاليت افتخار تعليم هنر جوياني را داشته ام كه هم اكنون خود تبحّر در آموزش موسيقي دارند و در سطح استان مطرح مي باشند. در سال 1372 گروه موسيقي نوا به سرپرستي اينجانب تشكيل گرديد كه هدف آن ترويج موسيقي فولكوريك گيلان در اقصي نقاط كشور بوده كه در اين راستا در شهر هاي مختلف استان و خارج از استان (شيراز – مشهد – كيش – تهران اجراي موسيقي محلي به سفارش شبكه اول سيما – اجراي موسيقي محلي به سفارش شبكه جام جم جهت پخش خارج از كشور و . . . ) كنسرت برگزار نموده ايم.
از كارهاي ديگر اينجانب مي توان شركت در نخستين جشنواره فرهنگي و هنري نماز خراسان كه در سال 1376 برگزار گرديد و با دو اثر بنام هاي مصلاي عشق در دستگاه چهارگانه و ديگري خانه خدا در آواز اصفهان اشاره كرد كه موفق به كسب مقام برتر و دريافت لوح زرين – ديپلم افتخار و سه سكه بهار آزادي گرديد.
بدليل آن كه به ساز سه تار علاقمند بودم و با توجه به تجربه نسبي كه در نواختن تار و سه تار داشتم تصميم گرفتم از محضر استاد بزرگ و صاحب سبك جلال ذوالفنون كسب علم نمايم لذا افتخار شاگردي ايشان را در سال 76 بدست آوردم و پس از گذراندن دوره مقدماتي و عالي در سال 1378 رديف ميرزا عبدالله را نيز نزد ايشان فرا گرفتم.
فعاليت خود را با صدا و سيماي مركز گيلان به عنوان آهنگساز ، نوازنده، تنظيم كننده و ناظر ضبط از سال 1371 شروع و تا كنون نيز ادامه دارد و در اين راستا آهنگهاي بسياري ساخته ام كه مي توانيم به كس كسِ دتابيم – يادگار شهيدان – مرا دوخان – باغ نيايش (فارسي) – حاصل زندگي – عاشقي – ذوالجناح - سوخته سينه – يادگاري – روخانه – ماري جان – علي اكبر – دس دعا – گل ياس – خوب و بد – معلم – امي عشق – ديله ناجه – من تي صداي دوس دارم – طلوع مهر  (به سفارش سازمان آموزش و پرورش استان گيلان) - خوش باموييد (به سفارش سازمان آموزش و پرورش ناحيه يك رشت) و . . . اشاره كرد.
در ضمن در طول سالهاي فعاليت موسيقي خود به عنوان داور جشنواره سرود استاني نيز همكاري لازم داشته ام.
در سال 1364 ازدواج نمودم و داراي دو فرزند مي باشم. فرزند اولم بنام نگيسا سنتور مي نوازد و فرزند دومم بنام نيما گيتار مي نوازد و تا حدودي نيز با تار آشنايي دارد.
اميد است كوشش هاي ناچيزم در عرصه موسيقي مقبول خاطر هنر دوستان قرار گرفته باشد.
«زندگي براي من شمع كوچكي نيست ، بلكه مشعل با شكوهي است كه در اين لحظه در اختيار من است و مي خواهم تا زماني كه آن را به نسل بعدي تحويل مي دهم تا آن جا كه ممكن است آن را فروزان نگه دارم.»