جهش تولید | سه‌شنبه، ۱۳ خرداد ۱۳۹۹

مسافرت نوروزی و چمدان میثم کوچولو - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

مسافرت نوروزی و چمدان میثم کوچولو

مسافرت نوروزی و چمدان میثم کوچولو



تعطیلات عید نوروز شروع شده بود. دو سه روزی بیشتر از تعطیلات نگذشته بود. میثم و خونوادش قرار بود برای تعطیلات نوروز به  یزد برن تا بقیه تعطیلات رو کنار پدر بزرگ، مادر بزرگ و بقیه اقوام باشن. قرار شد هر کسی وسایل خودش رو جمع کنه تا زودتر برای رفتن آماده بشن. میثم به مامانش اصرار کرد تا اون هم مثل خواهر بزرگترش خودش وسایلش رو جمع کنه.

میثم رفت تو اتاقش و اول تمام لباس هاش رو از توی کمد بیرون آورد و بعد هم تمام اسباب بازی هاش رو. وقتی همه ی وسایلش رو یک جا جمع کرد تا جاییکه می شد وسایلش رو گذاشت توی کیفی که مامانش بهش داده بود . وسایل میثم اونقدر زیاد بود که اطراف کیف هم پر شده بود از لباس و اسباب بازی و... . میثم فکر می کرد برای رفتن به مسافرت هر کسی باید همه ی وسایلی که داره با خودش ببره. کم کم بقیه آماده شدن و وسایلشون رو گذاشتن جلو در، تا موقع رفتن جا نذارن. اما میثنم هنوز نیومده بود. هرچی مامان و بابا میثم رو صدا زدن فایده ای نداشت و جوابی نمی داد.

مامان و بابا به همراه خواهر بزرگتر میثم رفتن سمت اتاقش تا ببینن چرا نمیاد و جواب نمیده. میثم رو دیدن که اطرافش پر بود از وسایل مختلف و کیفش اونقدر پر شده بود که داشت منفجر میشد، خودش هم ناراحت داشت به اطرافش نگاه می کرد. وقتی متوجه شد بقیه دارن نگاهش می کنن گفت: من نمی تونم با شما بیا م، آخه هر کاری می کنم وسایلم جا نمیشه و نمی تونم همه ی اون ها رو با خودم بیارم.

یکدفعه همه با هم خندیدن، آخه میثم فکر کرده بود برای رفتن به سفر هرکسی باید تمام وسایلی که داره با خودش ببره.

مامان میثم براش توضیح داد که برای مسافرت رفتن هرکسی فقط باید وسایل لازم و ضروری رو با خودش ببره و بعد کمکش کرد تا وسایل اضافه رو بذاره سر جاش.

وقتی میثم هم به کمک مامانش وسایلش رو جمع کرد، همه با هم وسایلشون رو برداشتن و آماده رفتن شدن.

منبع:تبیان