جهش تولید | چهارشنبه، ۷ آبان ۱۳۹۹

لطیفه - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

لطیفه

لطیفه


چرا روی رودخانه پل می زنند؟

معلم: چرا روی رودخانه پل می زنند؟

شاگرد : برای اینکه وقتی باران می آید ماهی ها بروند زیرش و خیس نشوند

 

همکاری بچه ها

روزی مادری به میهما نی رفت، وقتی به خانه برگشت

اولین بچه گفت:مادر من ظرف ها را شستم.

دومین بچه گفت: من هم آن ها را خشک کردم.

سومی گفت : من هم ظرف های خشک را در جا ظرفی چیدم.

چهارمی گفت: من هم تمام ظرف های شکسته شده را در سطل آشغال ریختم

 

فیل ها

معلّم: فیل ها در کجاها پیدا می شوند؟.

شاگرد: آقا اجازه، فیل ها اون قدر بزرگ هستند که اصلا گم نمی شوند!!!.

پسری از معلمش سوال کرد: آقا، ببخشید چرا بعضی ها می گویند کتاب متاب، ماست پاست، لباس مباس.

معلم گفت: آن ها سوادمواد ندارند.

بیچاره مورچه ها

پدر: بچه جان! کار کردن را از این مورچه ها یاد بگیر.بیچاره ها دائماً کار می کنند و یک روز هم تفریح و استراحت ندارند.

بچه: پس باباجون! چطور روزهای جمعه که ما می رویم گردش، آن ها هم آمده اند؟

معلم: با علی، محمد، حسین جمله بساز.

رضا: علی با حسین به پارک رفتند.

معلم: پس محمد کجاست؟

رضا: محمد خواب موند، نیومد!

خیلی نمی شه

معلم: یک یکی می شه چند تا؟

شاگرد: فکر نمی کنم خیلی بشه!!

دعوای جوجه و مرغ

جوجه ای با مادرش دعوا میکنه میره روی دیوار و داد میزنه پیشی بیا منو بخور

 

دزدی

بچه: بابا هواپیمای به این بزرگی رو چطور می دزدن؟

بابا: اول صبر می کنند بره بالا, کوچیک که شد بعد می دزدنش.

 

منبع:تبیان