جهش تولید | پنج‌شنبه، ۱ آبان ۱۳۹۹

لطیفه‌های یک خطی - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

لطیفه‌های یک خطی

لطیفه‌های یک خطی


غضنفر با کلید گوشش رو تمیز می کرده؛ گردنش قفل می کنه!!

به غضنفر می گن: فهمیدی زلزله اومد؟ گفت: نه من روم  اون ور بود.!!

غضنفر می ره عروسی ‌‌‌؛ تو عروسی برف شادی می زنن ؛ سرما می خوره!!

غضنفر دکتر می شه، یه قرص به مریضش می ده می گه : یکی قبل از خواب بخور یکی بعد از خواب!!

به غضنفر می گن: شنیدم آدم شدی؟ می گه: نامردا شایعه کردن!!

غضنفر به دوستش می گه: می دونستی آب سه تا جن داره؟ دوستش: نه اسمش چیه؟ غضنفر : یکی اکسی جن و دو تا هیدرو جن.!!

غضنفر از دوستش  پرسید: تو کجا به دنیا اومدی؟ میگه: تو بیمارستان. غضنفر می گه: وای ، مگه مریض بودی؟

ازغضنفر می پرسن : سخت ترین کار چیه ؟ میگه: نمک تو نمکدون ریختن. می گن: چرا ؟ می گه: چون سوراخ هاش خیلی ریزه!!

پدر: پسرم هروقت من رو اذیت می کنی یکی از موهای سرم سفید می شه. پسر: پس برای همین بابا بزرگ تمام موهاش سفید شده؟!

منبع:سایت رنگارنگ