رونق تولید ملی | جمعه، ۲ اسفند ۱۳۹۸

شهید اسفندیار بابایی مقدم - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

شهید اسفندیار بابایی مقدم

Loading the player...

دانلود

سرباز شهید اسفندیار بابائی مقدم در تاریخ 14 اسفند 1342در شهر رودبار دیده به جهان گشود و خداوند این عزیز را در حالی به آن خانواده هدیه کرد که بجز خواهر بزرگتر تا آن روز همه فرزندان پسر خود را در نوزادیشان از دست می دادند . نام کودک بر اساس ماهی که در آن تولد یافته بود نهاده شد، اسفندیار.کودکی که در حدود سه سالگی دچار تشنج شدید شد و لکنت گرفت طوریکه دیگر قادر به حرف زدن نبود . پدرش او را به سفارش دوستان نذر امام رضا (ع) کرد . به محض اینکه به خانه برگشت با عنایت کبریایی از ضامن آهو (ع)شفای تنها پسر خود را گرفت و به شکرانه و به پا بوسی برای آن امام عزیز عازم مشهد الرضا شدند.در وصف اسفندیار تنها همین بس که خداوند تار و پود او را ازنجابتی ژرف از لبخندی پر مهر و صمیمانه ، از اشتیاق به علمجویی و مطالعه و سرانجام از عشقی وافر به نیایش و نماز به درگاهش بود . و ایشان روزه و آموختن ارکان نماز را از همان کودکی آغاز نمود و در لحظه لحظه عمر کوتاه خود شور اخلاص را هرگز از روح نماز خود جدا نکرد . اسفندیار تنها سه ماه پیش از شهادت خود نیز در مقاله ای با موضوع نماز اینچنین به راهنمایی و روشنگری می پردازد :
« انی انا لله لا اله الا انا فاعبدنی و اقم الصلوة لذکری»
«انسان در امواج زندگی و در کشاکش رنج ها و بلاها به تکیه گاهی نیازمند است که بدان پناه برد و درون پر اضطراب را آرامش بخشد و این تکیه گاه جز یاد خدا چیز دیگری نمی تواند باشد . خدا به نماز ما نیازی ندارد و این مائیم که به خدا و به نماز که وسیله ای برای ارتباط با خداست نیازمندیم »
واما او در سنگر علم و دانش نیز خوش درخشید و پس از اینکه تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه ملی سپید رود شهرستان منجیل به پایان رساند به همراه خانواده به شهرستان رشت آمده و تحصیلات خود را در همین شهر به پایان رسانید . وی که در حین تحصیل افتخار دریافت کمربند مشکی در رشته جودو را نیز در کارنامه خود داشت در حالی موفق به اخذ دیپلم الکترونیک از هنرستان شهید چمران شد . که هوش سرشار و همت والای این جوان برومند سبب شد او بهترین امتیاز در مدرسه خود موفق شد عنوان شاگرد اول را به خود اختصاص دهد ولیکن به دلیل انقلاب فرهنگی امکان ادامه تحصیل از این ستاره پر افتخار علم و صنعت گرفته شد . اما این پایان راه برای او نبود . برای او که می دانست حقیقت را باید جایی ورای مادیات و امور دنیوی جستجو کرد . جایی که تنها با چشم دل می توان به حقانیت نورآن ایمان پیدا کرد. آری اسفندیار که پیش از این درس ایثار و شجاعت را در روزهای پر تکاپوی انقلاب به تدریس نشسته بود بی هیچ درنگ و تردیدی خود را داوطلب خدمت سربازی نمود تا حق و حقیقت را از چنگ متجاوزان و دشمنان اسلام رها سازد و دست روزگار چه خوب این ناجی کردستان را شناخته بود آری قرعه او درست افتاده بود زنان و کودکان ستمدیده و تجاوز کشیده کرد نیازمند دلاوری های این سرباز هجده ساله امام (ره) بودند . آنها منتظر کسی بودند که بهترین ساعت ها و لحظات خود را در دفاع از اسلام و ناموس کشورش به طراوتی از جنس نور رسانده بود . اسفندیر در چهارم شهریور که دومین و آخرین باری بود که نزد خانواده خود به مرخصی آمده بود حس غریبی داشت گویا پروانه دلش مبتلای عشق به شمع شب افروز کربلا شده بود . چهره اش نورانی تر و نمازهایش طولانی تر بود او با خویشانوندان خود هم این بار خداحافظی کرده بود و آنگاه با خانواده خود سخن از جدایی و شهادت در راه خدا را اعلام داشت و بع بی قراری ایشان را با لبخندی گرم و آرام مثل همیشه تسلی بخشید . او شعارش این بود :«مشکلات اینقدر ارزش ندارد که شما غصه میخورید . » سپس قطعه شعری را به مادر داد و خواست آن را بر سنگ مزارش حک کنند . . اسفندیار بابائی مقدم این سربازی بی ریای گردان جند الله در تاریخ 9/6/1362 در منطقه کامیاران قروه کردستان با اصابت گلوله آرپی چی دمکرات ها همچون خورشید در آسمان خونین شهادت سر بر سرافرازی بر افراشت . پیکر پاکش در 17/6/1362 در گلزار شهدای تازه آباد رشت به خاک سپرده شد . روحش شاد و راهش پر رهرو باد.