رونق تولید ملی | پنج‌شنبه، ۲۸ شهریور ۱۳۹۸

شاد باشید! - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

شاد باشید!


موزه

در موزه ی اشیای باستانی، مردی را گرفتند که پارچ طلایی گران قیمتی را برداشته بود.

مامور موزه گفت: آقا این پارچ، دست شما چه کار می کند؟... می خواستید آن را بدزدید؟

مرد به گلدانی که روی تابلو نقاشی شده بود اشاره کرد و گفت: نه... باور کنید داشتم با این پارچ به این گلدان آب می دادم.

-ولی این نقاشی است...گلدان زنده نیست.

نگران نباشید...این پارچ هم آب ندارد!

 

سس گوجه فرنگی

خاله مرجان از کیوان پرسید: چرا ظرف سس گوجه فرنگی را برداشته ای و خالی خالی می خوری؟!

کیوان گفت: چون آدم نبیاد یک عالمه سس روی ماکارونی اش بریزد!

 

بینی

دکتر: آقای محترم... شما حتماً باید بینی تان را عمل کنید. چون حدود یک وجب از صورتتان جلوتر است.

بیمار: نه... می خواهم با این دماغ، به عنوان بادنما در اداره ی هواشناسی استخدام شوم!

 

بیماری عجیب

بیمار: آقای دکتر، من بمیاری عجیبی دارم. من همزمان و در یک لحظه هم عطسه می کنم، هم خمیازه می کشم و هم سرفه می کنم، هم آروغ می زنم هم سکسکه می کنم، هم کش و قوس می آیم، هم صدای قار و قور شکمم را می شنوم... همه ی این ها در یک ثانیه انجام می شود... به نظرتان باید چه کار کنم؟

دکتر گفت: از این همه وقت اضافه که داری، برای پرورش گل و گیاه استفاده کن!

 

آدم شیرین

یک نفر به مهمانی آدم خوارها رفت. هر کس لطیفه ای گفت تا نوبت به مهمان رسید. همه با شنیدن لطیفه ی مهمان خندیدند.

خانم آدم خوار گفت: شما خیلی آدم شیرینی هستید. لطفاً بفرمایید ده دقیقه در دیگ هلیم ما بجوشید!

 

آبنبات

در همه ی هواپیماها، بعد از شروع پرواز، به مسافران آبنبت می دهند. مکیدن آبنبات باعث می شود که گوش ما موقع پرواز نگیرد.

اما آقا بهرام که این موضوع را نمی دانست، یک آبنبات برداشت و گفت: مبارک باشه!

منبع:رشد نوجوان