جهش تولید | پنج‌شنبه، ۹ بهمن ۱۳۹۹

ریتالین: بله یا خیر؟ - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

ریتالین: بله یا خیر؟

ریتالین: بله یا خیر؟



مصرف متیل فنیدات جهت افزایش تمرکز     

دارویی که بتواند نتایج امتحانات شما را بهبود بخشد، وسوسه‌انگیز به نظر می‌رسد و جان هریس (John Harris) معتقد است که ما باید از قابلیت‌های این دارو استقبال کنیم. آنجان چاترجی (Anjan Chatterjee) استدلال می‌کند که خطرات آن جدی گرفته نشده است...

● بله

تصور می‌شود بسیاری از دانشجویان سالم برای بهبود عملکرد تحصیلی خود از متیل‌فنیدات (ریتالین) و دیگر مواد شیمیایی افزاینده قوای شناختی استفاده می‌کنند. بحث‌های موجود در مورد اینکه آیا آنها اجازه چنین کاری را دارند یا خیر، متقاعد کننده نبوده است. سوال اخلاقی حیاتی این است که آیا این مساله جای افسوس دارد یا خوشبختی.

● بعد اخلاقی

تصور کنید دانشگاهی بخواهد تعمدا طوری برنامه‌ریزی کند که قابلیت‌های ذهنی دانشجویانش بهبود یابد؛ فرض کنید از اهداف مدون دانشگاه مذکور این باشد که اطمینان حاصل شود دانشجویان هنگامی که از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شوند، باهوش‌تر و آموزش دیده‌تر از زمانی باشند که وارد دانشگاه شده‌اند. تصور کنید دانشگاه مذکور ادعا کند که نه تنها می‌تواند به چنین هدفی دست یابد بلکه دانشجویانش از همه دانشجویان دیگر در طول تاریخ باهوش‌تر و از نظر ذهنی آگاه‌تر خواهند بود. واکنش ما چه باید باشد؟

ممکن است دچار تردید شویم ولی اگر این ادعاها بتواند ادامه یابد، آیا باید احساس رضایت کنیم؟ آیا از چنین کار شگرفی استقبال خواهیم کرد و خواهیم خواست فرزندان ما نیز به چنین دانشگاهی بروند؟ قاعدتا باید همین‌طور باشد. هرچه باشد، این بخشی از همان چیزی است که هدف آموزش به شمار می‌رود. سر آخر اگر بهره حاصل در کارکرد شناختی، قابل توجه و هزینه‌ها متناسب باشد، ما نیز احتمالا برای فرزندان خود خواهان آن خواهیم بود و مایلیم ببینیم فرزندانمان به شکل فراگیرتری درگیر آموزش شده‌اند.

اکنون تصور کنید (همان‌طور که حقیقتا هم اتفاق افتاده است) ثابت شده باشد چند دارو باعث بهبود عملکرد شناختی می‌شوند و برای مصرف در کودکان بی‌خطر هستند. عکس‌العمل ما چه باید باشد؟ آیا استفاده از این داروها در افراد سالم جهت افزایش عملکرد آنان، امری غیراخلاقی است؟ آیا عدم استفاده از آنها اخلافی است؟

● خطرها و فواید

ثابت شده است که متیل فنیدات و چند داروی دیگر به اصطلاح شیمیایی افزاینده قوای شناختی به شکل قابل ملاحظه‌ای کارکرد شناختی را بهبود می‌بخشند و بی‌خطری این داروها در شرایط بالینی اثبات شده است. بی‌خطر همواره به معنای بی‌خطر به اندازه کافی است و از آنجا که هیچ دارویی بدون عوارض جانبی نیست، این مساله همواره بدان معناست که مصرف کننده با در نظر گرفتن خطرات عوارض جانبی و با توجه به فواید احتمالی، مصرف دارو را به صلاح خود دانسته است. متیل فنیدات به اندازه کافی بی‌خطر قلمداد شده است که به شکلی وسیع طی یک دوره طولانی برای کودکان و جوانان مبتلا به اختلال بیش‌فعالی – کم‌توجهی(۱)(ADHD) تجویز شود. این اختلال معمولا تهدید کننده حیات به شمار نمی‌رود و اثرات درمانی سودمند آن به طور عمده به همان خواصی بستگی دارند که این دارو را به مداخله‌ای تقویت کننده بدل ساخته‌اند؛ لذا همین مزایا نیز از دیدگاه بی‌خطری، توجیه کننده استفاده از آن در بزرگسالان سالمی خواهد بود که (احتمالا) به اندازه افراد دچار ADHD این آثار را ارزشمند می‌دانند. علاوه بر این، ثابت شده که متیل فنیدات آن قدر بی‌خطر هست که استفاده از آن در تحقیقات روی افراد سالم جهت آزمودن آثار شناختی (جایی که کاربرد آن واضحا به جای این که درمانی باشد، انتخابی است) اخلاقی باشد.

مزایای مهم این دارو شامل افزایش کارکرد اجرایی، افزایش مهارت‌های مطالعه و بهبود تمرکز حواس و دستکاری اطلاعات است. همان‌گونه که فرح (Farah) و همکاران خاطر نشان ساخته‌اند: «نهاد‌های قانون‌گذار ما آنچه را که یک تحقیقِ به اندازه کافی دقیق در مورد عوارض جانبی را شکل می‌دهد و آن دسته از عوارض جانبی را که در سایه فواید دارو قابل قبول هستند، تعیین می‌کنند... ما دلیلی نمی‌بینیم که نتوان همین رویکرد را [در مورد تقویت عصبی ـ شناختی] به کار گرفت. این کار می‌تواند یک رویکرد معقول به مقوله بی‌خطری باشد. با این حال توجه من به این مساله معطوف است که آیا ایراد اخلاقی اصولی به مصرف داروهای شیمیایی افزاینده قوای شناختی در افراد سالم (صرف‌نظر از مساله بی‌خطری آن) وارد است؟



● طبیعت انسان

تفکر درست در مورد مقوله افزایش قابلیت انسان تحت‌الشعاع مقوله دوپینگ در ورزش قرار گرفته است. با این حال موضوع ورزش، موضوع مرگ و زندگی نیست؛ هرچند شاید عده‌ای با گفته یک مربی فوتبال به نام بیل شانکلی (Bill Shankly) که عقیده دارد «ورزش به مراتب از مرگ و زندگی هم مهم‌تر است»، موافق باشند. اشکال استفاده از تقویت‌ کننده‌های عملکرد در ورزش (اگر اشکالی وجود داشته باشد) این است که این مواد تقریبا به شکل سراسری توسط قوانین حاکم بر رقابت‌ها ممنوع شده‌اند و لذا استفاده از آنها تقلب محسوب می‌شود. ولی اگر ممنوعیتی در کار نباشد، تقلبی هم صورت نگرفته است.

مخالفت با تقویت انسان منطقی نیست؛ انسان‌ها موجوداتی هستند که ماحصل یک فرآیند تقویت موسوم به تکامل (که همانند فوایدش مختلط است) هستند و علاوه بر این سرسختانه در هر مسیر قابل تصوری به پیشرفت خود اقدام می‌نمایند.

نور مصنوعی (نور آتش، نور چراغ و نور الکتریکی) تنها یک مثال قابل قبول از فناوری تقویت کننده ارزشمند است‌ که همانند موارد دیگری از قبیل زبان مکتوب، آموزش، فعالیت فیزیکی و رژیم غذایی،‌ مشکلاتی در زمینه عدالت و نیز عوارض جانبی مصرف و مصرف بیش از حد در پی داشته است و البته تغییرات عصبی مفیدی برای خواندن، آموزش، فعالیت فیزیکی و رژیم غذایی گزارش شده است. پس چرا باید داروها از نظر اخلاقی متفاوت از این موضوع باشند. قبل از ظهور نور مصنوعی مردم با تاریک شدن هوا به خواب می‌رفتند و در روشنایی روز فعالیت می‌کردند. با اختراع نور مصنوعی کار و زندگی اجتماعی می‌تواند در خلال شب نیز تداوم یابد و برای کسانی که می‌خواهند و یا قادرند از آن برای منافع خود استفاده کنند، فشارهای رقابتی و انگیزه ایجاد کند. به هر حال راه ‌حل این موضوع، غیرقانونی شمردن نور مصنوعی نبود بلکه چاره در تنظیم ساعات کاری و بهبود دسترسی به روشنایی بود. همین مساله در مورد داروهای شیمیایی افزاینده‌ قوای شناختی صدق می‌کند یا در آینده صدق خواهد کرد.

● خیر

به چه علتی باید به کسی اعتراض نمود که چرا می‌خواهد باهوش‌تر، دارای تمرکز بالاتر و مولدتر باشد؟ مطمئنا افزایش قوای شناختی فواید بسیاری برای جامعه و افراد خواهد داشت و توزیع کنندگان قانونی متیل فنیدات (ریتالین) نباید نسبت به این مساله اعتراضی داشته باشند. متاسفانه، موضوع در مورد افراد سالمی که این دارو را مصرف می‌کنند، به این راحتی نیست. پزشکان به طور متداول براساس محاسبه خطرها و فواید نسبی، در مورد انجام یا عدم انجام یک مداخله تصمیم می‌گیرند. در مورد این موضوع خطرها بر فواید می‌چربد.

ممکن است برخی پزشکان به طور واکنشی تصور کنند پاسخ به سوال مورد بحث واضحا «منفی» است. با همه این اوصاف، پزشکان درگیر امر درمان بیماری‌ها هستند نه افزایش دادن قابلیت‌های طبیعی. اگر بخواهیم دقیق‌تر ارزیابی کنیم، ثابت می‌شود که چنین تمایزی غیرقابل اعتماد خواهد بود خصوصا هنگامی که شرایط فاقد مرزهای طبقه‌بندی کننده واضح باشد. به عنوان مثال، اگر بتوان افراد کوتاه قامت را با هورمون رشد «درمان» کرد، آیا تفاوتی دارد که کوتاهی قامت آنها ناشی از کمبود هورمون رشد باشد یا ناشی از سایر علل؟ علاوه بر این، استفاده فراگیر از جراحی زیبایی جهت ارتقای ویژگی‌های فیزیکی طبیعی نشان می‌دهد بسیاری از پزشکان باتوجه به چارچوب فرهنگی و انگیزه‌های صحیح، با مداخلات غیردرمانی کنار آمده‌اند.

● فایده مورد تردید

واضح‌ترین دلیل برای اعتراض نسبت به مصرف متیل فنیدات جهت تقویت افراد سالم این است که فواید شناختی آن حداقل هستند حال آن که خطرهای طبی آن چنین نیستند. در ایالات متحده اداره دارو و غذا برای متیل فیندات به دلیل احتمال بالای آن جهت سوءمصرف و وابستگی و خطرهایی نظیر مرگ ناگهانی و عوارض جانبی قلبی ـ عروقی خطرناک، یک «جعبه سیاه» در نظر گرفته است که درواقع هشدار دهنده‌ترین اخطار ممکن است. به علاوه، بروز آریتمی‌های قلبی خطرناک احتمالا در افراد مسن دچار مراحل اولیه بیماری‌های قلبی ـ عروقی (گروهی که احتمالا این داروها را برای افزایش عملکرد استفاده می‌کنند) بیشتر است. غیرپزشکانی که مصرف متعهدانه متیل فیندات توسط افراد سالم را ترویج می‌کنند، به این خطر توجه کافی نمی‌کنند.

علاوه بر عوارض جانبی طبی، از نظر مسایل شناختی نیز باید این دارو را سبک و سنگین کرد. به عنوان مثال، تمرکز بیشتر ناشی از مصرف طولانی‌مدت متیل فنیدات، احتمالا باعث فقدان خلاقیت که به طور معمول نیازمند آزاد شدن مرزهای ذهنی است، خواهد شد. این موارد به ندرت مورد توجه قرار گرفته یا بررسی شده‌اند.

هنگام در نظر گرفتن فواید، ممکن است چنین فرضیه‌ای مطرح کنیم که باهوش بودن برای دنیا مفید است. بسیاری از افراد باهوش تمایل دارند چنین باور کنند که ماحصل ذکاوت، فواید واضحی برای جامعه فراهم می‌آورد. شاید اگر باهوش‌ترین بازهم باهوش‌تر شود، پیشرفت‌ها تدریجا در جامعه رسوخ کند. اما این واقعیت که افراد بسیار باهوش که الگوهای پیچیده‌ای برای توزیع خطر مالی ابداع کرده‌اند، در بحران کنونی اقتصاد جهانی سهم داشته‌اند، حداقل باید ما را لحظه‌ای به درنگ وادارد. باهوش‌تر بودن به معنای عاقل‌تر بودن نیست. به علاوه، این فایده مورد تردید، در تقابل با دو خطر دیگر قرار دارد. این خطرات شامل افزایش نابرابری‌های اجتماعی هم هست.

● برابری و انتخاب

تقویت ناشی از داروها به شکل نامتناسبی در دسترس کسانی خواهد بود که استطاعت مالی دارند. اگر تقویت‌ها در پیش افتادن فرد در یک دنیای رقابتی مفید باشند، آنگاه داراها نسبت به ندارها مزیت دیگری برای خود به دست خواهند آورد. آشکار است که همین حالا هم حتی اگر نخواهیم نابرابری‌های اساسی‌تر موجود در مراقبت‌های سلامت، تغذیه، سرپناه و ایمنی را ذکر کنیم، نابرابری‌های بسیارِ موجود در زمینه آموزش، وضعیت مادی و طبقه‌ اجتماعی مزایای نامتناسبی را به افراد خوش‌شانس از نظر اقتصادی - اجتماعی اعطا می‌کند. با این حال، آگاهی از وجود نابرابری‌های مزاحم، توجیه کننده این نیست که با فراغ خاطر این معضل را تشدید کنیم.

فشارهای ضمنی برای بهتر کردن جایگاه فرد در برخی مراتب اجتماعی، مجرای طبیعی خود را در مقوله تقویت قابلیت‌های شناختی پیدا خواهد کرد. چنین فشارهایی در محیط‌های «همه چیز مال برنده است» (که در آنها افراد بیشتری برای تعداد کمتری جایزه بزرگ‌تر رقابت می‌کنند) افزایش می‌یابند. افراد شاغل در ایالات متحده ۶۰، ۸۰ یا بیش از ۱۰۰ ساعت در هفته کار می‌کنند و سلامت خود را به آب و آتش می‌زنند. کودکان در مدارس خصوصی سطح بالا، متیل فیندات و نظایر آن را به صورت همه‌گیر مصرف می‌کنند. این گرایش در میان دانشجویان و حتی میان استادان در حال رشد است. بهره نگرفتن از امکان ارتقا می‌تواند به معنای عقب ماندن از دیگران باشد. اگر عملکرد برتر توسط عده اندکی، جهت ارتقای بهتر الزامی قلمداد شود، تحمیل می‌تواند صریح‌تر شود همانند آنچه که ممکن است در ارتش روی دهد. ممکن است خلبانان و پلیس‌ها با فشارهای مشابهی روبرو شوند. مثالی که برای خوانندگان BMJ ملموس‌تر است، دستیارانی هستند که احتمال دارد جهت تخفیف نقایص شناختی حاصل از محرومیت از خواب بعد از کشیک آنکال، از تقویت کننده‌ها استفاده کنند. شاید لازم باشد پزشکان بالای ۵۰ سال قوای شناختی در حال تحلیل خود را با استفاده از دارو ارتقا بخشند.

برای تصدیق استفاده قانونی غیردرمانی از متیل فنیدات و دیگر مواد تقویت کننده شناخت، هنوز خیلی زود است. لازم است کارآمدی و خطر داروهای تقویت کننده شناخت در افراد سالم به میزان کافی مورد تحقیق قرار گیرد. باید این اطلاعات به شکل وسیعی منتشر شود. پزشکان، آموزش‌دهندگان و قانون‌گذاران باید جایگاه‌های هنجاری حرفه‌ای مرتبط با این موضوع را با هم پیوند دهند. باید سیاست‌های قابل اجرایی جهت به حداقل رساندن تفاوت‌ها و محافظت افراد وضع شود. تا زمانی که چنین مقدماتی فراهم نشده است، توصیه مصرف دارو به افراد سالم جهت تقویت عملکرد قابل قبول نخواهد بود.



ترجمه: دکتر مهدی حیدری‌صفا
منبع:
Harris J, Chatterjee A. Is it acceptable for people to take methylphenidate to enhance performance? BMJ June ۲۷, ۲۰۰۹; ۳۳۸: ۱۵۳۲-۳.     
هفته نامه نوین پزشکی ( www.npjm.org )