رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۲۴ مهر ۱۳۹۸

راه نجاتی برای کودکانمان - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

راه نجاتی برای کودکانمان

راه نجاتی برای کودکانمان

خداوند اولین مربی انسان ها است و برای اینکه نونهالان به بهترین وجهی تربیت شوند، امکانات و استعدادهای بی شماری را در فطرت و ذات آنها به ودیعت نهاده و از سوی دیگر راه و روش تربیت صحیح را در قالب دستورات دینی و پرورشی از طریق حاملان وحی و امامان مطهر به ما تعلیم فرموده است.

سوال این است که اگر این تعالیم موجوداست، چرا روند تربیت امروز بشر روند مطلوبی نیست و هر روز با صحنه های نامناسب و خبرهای ناگواری که نشانگر عدم تربیت صحیح انسانها است مواجه می شویم؟ پاسخ این است که بشر امروز به دلیل دور افتادن از مکتب وحی و استیلای مکاتب بشری و نیز سوداگری صاحبان منفعت، راهی جز راه معنویت و آرامش را می پیماید و هر روز که می گذرد برای برون رفت از این مسیر پرتنش خودساخته، دست و پا می زند و روز به روز از آرامش دور می شود چرا که از منبع آرامش و زیبایی های فطری و معنوی دورافتاده است.

در این وادی حیرت و سرگردانی و اضطراب، راه چاره بازگشت به فطرت الهی و اخذ تعالیم تربیتی از بزرگان دینی و رجوع به خویشتن خویش به عنوان موجودی خداگرا می باشد. در این بازگشت، وقتی هشیارانه مسیر حقیقی تربیت شناخته گردد، وظیفه والدین و مربیان در انگیزه دادن و تقویت نونهالان به سوی مقصد معنوی، وظیفه ای در شان وظیفه انبیا و پیامبران خواهد بود. براین اساس، مربیان، چه والدین و چه معلمان و چه خدمتگزارانی که در مسیر تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان گام بر می دارند، وظیفه و رسالتی سنگین دارند. من فکر می کنم راه نجات بشر امروز از تعارض ها، نگرانی ها، سرگردانی ها، اضطراب ها و پوچ گرایی ها، بازگشت به تربیت دینی و فراهم نمودن امکانات و شرایطی است که کودکان بتوانند در سایه آن به درستی کرامت های خود را به عنوان انسان، موجودی برتر، رشد دهند.

 

قطعا به این فکر نکرده ایم که فقط بچه دار شویم بدون اینکه برای او آینده ای درخشان توام با آرامش و سلامت در نظر نگیریم، بلکه در این فکر بوده ایم که موجودی را به دنیا بیاوریم که بتواند مثل ما چنان زندگی کند که احساس خوشبختی حقیقی داشته باشد و در سایه پرورش استعدادهای ذاتی اش، به اعتدال و اعتلا برسد.

هرگونه بی توجهی در این مسیر، به منزله دور نگهداشتن کودکان از پیشرفت حقیقی و رها نمودن آنان در بیراهه های زندگی و انداختن آنان در کویر سرگردانی است. این واقعیت را بگویم که متاسفانه در این روزگار، اهتمام اغلب والدین و مربیان برای رشد معنوی کودکان، ضعیف است. در شرایط کنونی به دلیل شتاب فناوری مکانیکی و الکترونیکی و تغییر در سبک زندگی، بیشترین سعی والدین در جهت درس خواندن افراطی و کسب مهارت های دیگر در کودکان و کم ترین اهتمام، مربوط به مسایل روحی و معنوی کودکان معطوف شده است. گرچه یادگیری همه مهارت ها برای انسان لازم است، اما از این نکته غافل نشویم که به کارگیری این مهارت ها در فضایی موجب لذت انسان از زندگی می شود که آن فضا آکنده از معنویت و آرامش باشد.

ر بخواهیم به تربیت معنوی بازگشت کنیم، لازم است هدف های خود را از تربیت فرزندان مان وارسی و ارزیابی نماییم. چه خوب است در ذهن خود به این نکته تامل کنیم که وقتی تصمیم گرفتیم که فرزندآوری کنیم، در پی چه بوده ایم؟ قطعا به این فکر نکرده ایم که فقط بچه دار شویم بدون اینکه برای او آینده ای درخشان توام با آرامش و سلامت در نظر نگیریم، بلکه در این فکر بوده ایم که موجودی را به دنیا بیاوریم که بتواند مثل ما چنان زندگی کند که احساس خوشبختی حقیقی داشته باشد و در سایه پرورش استعدادهای ذاتی اش، به اعتدال و اعتلا برسد. اگر به بازگشت به تربیت معنوی فکر می کنیم، بهتر است اینگونه هدف تربیتی خود را تعریف کنیم که ما در پی رشد و بالندگی کودکان خویش به سوی تعهد، معنویت و تخصص هستیم. یادمان باشد که هر کدام از اهداف بدون دیگری نمی تواند رشد متعادل ومناسبی را متحقق کند.

روان شناسان می گویند : در دوران کودکی ، فطرت و درون انسان از آلودگیها پاك است و گرد و غبار ناپسندیها بر آن ننشسته است . به همین دلیل ، قلب کودک برای پرورش حس دینی و باورها و اعتقادات ، مساعدتر است . درواقع قلب کودک ، همانند ظرف مهیا و مستعدی است که آماده پذیرش آموزه های معنوی و اخلاقی از جانب والدین ‌و مربیان است .

در دوران کودکی ، فطرت و درون انسان از آلودگیها پاك است و گرد و غبار ناپسندیها بر آن ننشسته است . به همین دلیل ، قلب کودک برای پرورش حس دینی و باورها و اعتقادات ، مساعدتر است . درواقع قلب کودک ، همانند ظرف مهیا و مستعدی است که آماده پذیرش آموزه های معنوی و اخلاقی از جانب والدین ‌و مربیان است .

رفتارهای دینی برخاسته از حس دینی است و احساس دینی ، ریشه در نیاز انسان به معنویت و تعالی دارد . این نیاز موجب روی آوردن انسان به دین و كوشش او برای پرورش حس دینی است . در جهان امروز به سبب غفلت از فطرت ، بعضی از نیازهای فطری ، ازجمله نیازهای معنوی انسان ، نادیده گرفته شده است . خانواده به عنوان اولین منبع تربیت دینی ، نقش تعیین کننده ای در توجه به كششهای فطری و معنوی انسان دارد . به همین دلیل خانواده در تكوین ساختار اعتقادی انسان بویژه در دوران کودکی ، بسیار موثر است . البته تربیت دینی یک فرایند درونی است که محیط و عوامل بیرونی ، زمینه ساز ظهور آن هستند . اما جهت گیری مثبت و یا منفی این فرایند ، رابطه مستقیمی با ساختار تربیتی خانواده دارد . از این رو توجه والدین به روشها و منشهای مختلف تربیتی ، در چگونگی گرایش فرزندان به آموزه های دینی ، نقش دارد . امام صادق (ع) فرمود: " روزی موسی (ع ) از خداوند پرسید : خدایا ! برترین اعمال نزد تو کدام است ؟ خداوند فرمود : دوست داشتن کودکان / زیرا من آنها را بر فطرت توحیدی خود آفریدم و اگر آنها را بمیرانم ، همه را به رحمت خود به بهشت داخل می کنم ." بحار الانوار ج 101"

برای آن که  روش های تریبیتی بیشتر و بیشتر موثر افتد پدر و مادر باید تلاش کنند تا با روش هایی بتوانند در نگاه فرزندان دوست داشتنی و محبوب بوده و قلب فرزندان را از محبت لبریز کنند.

منبع:تبیان