جهش تولید | چهارشنبه، ۱ بهمن ۱۳۹۹

دو حکایت از باب هشتم گلستان سعدی - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

دو حکایت از باب هشتم گلستان سعدی

دو حکایت از باب هشتم گلستان سعدی


مال از بهر اسايش عمر است نه عمر از بهر گرد كردن مال. عاقلي را پرسيدند نيكبخت كيست و بد بخت چيست؟گفت نيكبخت انكه خورد و كشت و بد بخت انكه مرد و هشت  (هشت با كسره اول به معني گذاشتن و رها كردن و رفتن است)


مكن نماز بر آن هيچ كس كه هيچ نكرد

كه عمر در سر تحصيل مال كرد و نخورد


سخن در ميان دو دشمن چنان گوي كه اگر دوست گردند شرم زده نباشي.


ميان دو كس جنگ چون آتش است

سخن چين بد بخت هيزم كش است

كنند اين و آن خوش دگر باره دل

وي اندر ميان كوربخت و خجل

ميان دو تن آتش افروختن

نه عقل است و خود در ميان سوختن