جهش تولید | دوشنبه، ۵ خرداد ۱۳۹۹

دعوا چرا؟ هر دووانه! - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

دعوا چرا؟ هر دووانه!

دعوا چرا؟ هر دووانه!


دعوا چرا؟هردووانه!

 


اگر وراثت و اخلاق و خصوصیات و دین مداری والدین مهم است پس سهم محیط کجاست؟ و اگر محیط و دوستان و شرایط مهم است پس وراثت چه کاره است؟


شخصیت و رفتار شما چگونه شکل می گیرد؟ در این باره نظرات متعددی وجود دارد.در مقاله پیش گفتیم که عده ای به وراثت و ژن ها معتقدند. و عده ای دیگر درست برعکس، انگشت به سمت محیط و اجتماع می گیرند.

اما اینکه کدام نظریه درست تر است و اسلام در این مقوله چه نظری دارد؟ موضوع این مقاله است...

 

دسته‌ی سوم- دعوا چرا؟ هر دووانه!

پس از اختلاف نظرهای بسیار بین دو گروه قبل، گروه سومی اعلام کردند که هر دو این نظریه ها درست است. یعنی هم وراثت و هم محیط مؤثرند. اگر شما دو نوع بذر را در یک زمین و با شرایط مساوی زراعت کنید، از بذر خوب، نتیجه‌ی خوب و از بذر بد، نتیجه‌ی بد می گیرید. هم چنین اگر دو بذر از یک نوع را در دو نوع خاک متفاوت بکارید نتایج متفاوت خواهد بود.

دین مبین اسلام در مورد هر دو دسته‌ی قبلی احادیث فراوانی دارد اما نتیجه‌ی نهایی که از تعالیم اسلامی گرفته می شود این است که: پدران پاکدل و باایمان و مادران مؤمن و عفیف از نظر وراثت فرزندان خوب و پاکدل به دنیا می آورند یعنی از نظر وراثتی، سعادتمند خواهند بود اما این الزاماً به معنای جاودانگی این سعادت نیست. زیرا ممکن است مربی بد، دوست ناباب، محیط ناپاک و... مسیر تکامل او را عوض کند.

 

لذا رسول اکرم (ص) می فرمایند: السّعید قد یشقی و الشقیّ قد یسعد: 1 گاهی سعید، شقی و بدبخت می شود و گاهی شقی به راه سعادت و خوشبختی می رود.

یا مثلاً امام علی (ع) در نهج البلاغه می فرمایند: «و السعید من وُعِظَ بغیره و الشّقی من اِنخَذَعَ لهواه و غروره: 2 خوشبخت کسی است که از دیگران پند بگیرد و بدبخت کسی است که از تمایلات نامشروع و غرور خویش فریب بخورد و به ناپاکی گراید.»

 

اسلام چه می گوید؟

همانطور که گفته شد اسلام هر دو عامل را مؤثر می داند و با نظر دسته‌ی سوم بیشتر موافق است. اما...

نکته‌ی بسیار مهم این است که"دین مبین و متعالی  اسلام"، عوامل مؤثر در تربیت انسان را به دو عامل فوق محدود نمی کند و علاوه بر آن ها به دو عامل عمده‌ی دیگر که عبارتند از «اراده» و «عوامل ماورای طبیعت» اعتقاد دارد و این ها مسائلی است که دانشمندان روانشناس و علوم تربیتی غربی تا درک مفهوم آن فاصله‌ی بسیار دارند...

نظر دین مبین اسلام بر این است که هم وراثت و هم محیط اجتماعی نقشی مهم و به سزا در تعیین شخصیت، رفتارها و در نهایت سعادت و شقاوت آدمی دارند ولی آنچه از تمام این ها مهمتر است، اراده‌ی خود فرد می باشد که این دیدگاه اسلام نشان دهنده‌ی اعتقادش به مختار بودن آدمی است

اراده

از نظر شریعت متعالی اسلام، «اراده» اساس مباحث خودسازی است و از عوامل ارثی و محیطی به مراتب مهمتر است. زیرا به کمک اراده است که انسان به اصلاح نفس خویش اقدام می کند و اگر جهت گیری او فقط مبتنی بر دو عامل وراثت و محیط بود، خودسازی مفهومی نداشت.

بدین ترتیب اولیاء و نیز مربیان محترم باید عنایت داشته باشند که می توانند از اراده افراد در اصلاح خودِ آنها یاری بگیرند. هم چنین برای آنکه از این عامل در تربیت افراد بیشتر استفاده کنند باید به پرورش آن پرداخته و ایشان را افرادی با اراده بپرورند تا در آینده به راحتی بتوانند به تربیت و اصلاح خویش اقدام کنند. برای مثال می توان جناب حربن یزید ریاحی را نام برد که در شرایطی که تمام محیط و وسوسه ها در جهت باطل بود اما او به واسطه‌ی اراده‌ی قوی‌اش بر تمام آنان فائق آمد و به سپاه سیدالشهدا امام حسین (ع) ملحق شد. یعنی با اراده‌ی خود از شقاوت به سعادت گرائید.

 

عوامل ماوراء طبیعت

همچنین از عوامل ماوراء مادی که در زندگی انسان بسیار مؤثرند می توان به دعا اشاره کرد. تا جایی که در تعالیم اسلامی داریم: الدّعاءُ یَرُدُّ القضاء و لو اُبرم إبراماً. یعنی، دعا آنچه را که حتمی شده است می تواند تغییر دهد. و به همین دلیل است که شما در لیالی قدر شب زنده داری می کنید و از خداوند طلب بخشش کرده و برای خود و دیگران دعا می نمایید زیرا به عواملی ماورای آنچه در حیطه‌ی ارث و محیط و اراده است، اعتقاد دارید.

توسلات به معصومین و نذرها نیز نمونه هایی دیگر از این دسته‌اند یا مثلاً با نماز (که امری دارای هم بعد ظاهری هم ابعاد فرامادی است) با شیطان مقابله کرده و از خداوند یاری می جویید و به او نزدیک می شوید.

هم چنین بنا بر اعتقادات اسلامی، اعتقاد به شیطان و تأثیرات نامطلوب او در تربیت انسان، اعتقادی سمبولیک نیست بلکه ابلیس موجودی واقعی است که سوگند یادکرده که در اغوای بندگان از هیچ کوششی دریغ نکند. البته ناگفته نماند که ابلیس یک موجود غیرمادی و ماورای طبیعی نیست. بلکه بنابر تصریح قرآن از جن است و جن نیز بنا به خصوصیاتی که در قرآن برای آن ذکر شده است موجود غیرمادی نیست اما چون از حوزه‌ی درک انسان بیرون است در اینجا از آن به عنوان ماورای طبیعی (نامحسوس) نام برده ایم.

 

نتیجه گیری

آنچه غالباً علمای تعلیم و تربیت به عنوان عوامل مؤثر در تربیت انسان مطرح می کنند دو عامل «وراثت» و «محیط» است. همچنین شواهد فراوانی در لابه لای متون اسلامی در اهمیت تأثیر این دو عامل وجود دارد ولی فرق اساسی اسلام و روانشناسان غربی در این است که: دانشمندانی که عوامل مؤثر در تربیت را فقط دو عامل «وراثت» و «محیط» پنداشته اند، دانسته یا ندانسته به «جبریّون» پیوسته اند. چراکه برحسب این اعتقاد، انسان زائیده‌ی وراثت و محیط است و خود نقشی در سرنوشت خویش ندارد و این طرز تفکر از نظر اسلام مردود است.

اسلام، فراتر از این دو عامل محیط و وراثت به «اراده» و «عوامل ماوراءطبیعت» معتقد است و بر این اساس در حالی که نقش وراثت و محیط را انکار نمی کند ولی نهایت و عاقبت اصلی را به دست اختیار و اراده‌ی فرد و ارتباطش با خالق هستی می سپارد

 

نظر دین مبین اسلام بر این است که هم وراثت و هم محیط اجتماعی نقشی مهم و به سزا در تعیین شخصیت، رفتارها و در نهایت سعادت و شقاوت آدمی دارند ولی آنچه از تمام این ها مهمتر است، اراده‌ی خود فرد می باشد که این دیدگاه اسلام نشان دهنده‌ی اعتقادش به مختار بودن آدمی است. و البته اسلام در کنار تمام این موارد، عوامل فرامادی مانند دعا، وسوسه‌ی شیطان، اعمال عبادی و.. را نیز در سعادت و شقاوت آدمی مؤثر می داند.

بر این اساس اسلام، فراتر از این دو عامل به «اراده» و «عوامل ماوراءطبیعت» معتقد است و بر این اساس در حالی که نقش وراثت و محیط را انکار نمی کند ولی نهایت و عاقبت اصلی را به دست اختیار و اراده‌ی فرد و ارتباطش با خالق هستی می سپارد.

منبع:تبیان