جهش تولید | چهارشنبه، ۷ آبان ۱۳۹۹

تربیت دخترانه ی پسران؟! - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

تربیت دخترانه ی پسران؟!

تربیت دخترانه ی پسران؟!


تربیت دخترانه ی پسران؟!

مساله هویت جنسی بچه‌ها، یک موضوع کاملا روانی است. به رغم اینکه بچه‌ها متوجه تفاوت اندام‌های جنسی در حول و حوش 5 سالگی می‌شوند و درمی‌یابند اندام جنسی آنها شبیه یا متفاوت از کودک دیگر است، اما هویت جنسی یک کودک با توجه به کارهایی که ما از کودکی برای او انجام می‌دهیم، شکل می‌گیرد. مقصودم این است که وقتی ما برای کودک خود اسباب‌بازی‌هایی چون عروسک، قابلمه و کاسه و از این قبیل تهیه می‌کنیم یا برای او تفنگ و ماشین و هواپیما و امثال آن می‌خریم، داریم هویت جنسی او را می‌سازیم. اگر برای دخترمان رنگ‌های صورتی و دخترانه انتخاب می‌کنیم، داریم به او هویت جنسی می‌دهیم. علاوه بر اینها، رفتار ما با کودک دختر و پسرمان در شکل‌گیری هویت جنسی او موثر است. والدینی که با دختر خود همانند یک پسر رفتار می‌کنند یا كسانی كه پسر خود را همچون دختربچه‌ها می‌آرایند، دامن می‌پوشانند، موهایش را بلند می‌کنند و دلشان می‌خواهد به قولی این پسر آخری را کمی دردانه و لوس کنند تا به آرامش برسند! و می‌گویند با پوشاندن لباس دخترانه به این پسر 2، 3 ساله حس می‌کنیم دختردار شده‌ایم! آنها از این موضوع غافلند که دارند به شکل‌گیری هویت جنسی پسرشان صدمه وارد می‌کنند. همه این باورها و رفتارها یعنی اینکه ما هستیم که هویت جنسی بچه‌ها را می‌سازیم. ما هستیم که با رفتارهای درست می‌توانیم به پسرمان بیاموزیم درست مانند یک مرد سالم و خوشحال زندگی کند، هیجانات خود را بروز دهد، احساسات خود را به روش صحیح ابراز کند و در برقراری رابطه با دوستان، همسر و اجتماع موفق شود.

اگر مادری دارای روحیه سرد و خشن و مردانه‌ای باشد و از لطافت‌های زنانه بی‌بهره باشد، دختر همچون مادرش رفتارها و منش‌های خشن و مردانه را می‌گیرد.

تا قبل از دو سالگی کودک هیچ برداشتی از دختر و پسر بودن ندارد وقتی به دوسالگی میرسد از وجود دخترها و پسرها آگاه می شود و تفاوت فیزیکی پدر و مادر را درک می کنند رفته رفته می فهمند که لباس و رفتار مردانه و زنانه کدام است و به تدریج از نقشهای سنخی نیز آگاه می شوند بطور مثال اگر کسی کامیون براند و در تیم آتش نشانی باشد قطعا مرد است اگر کسی ظرف بشوید و غذا بپزد قاعدتا زن است .

در سه سالگی اسباب بازی های سنی جنسیتی (عروسک ، ماشین ) را انتخاب می کند و نقش های سنخی ( پرستار در برابر پزشک ) را ایفا می کنند ، در این سن در انتخاب اسباب بازی و نقش های مرتبط با جنس جا به جایی زیادی دیده می شود پسرها همان قدر با عروسک راحت بازی می کنند که دخترها بازی می کنند .

با رسیدن به پنج سالگی این موقعیت معمولا تغییر می کند پسری که دوست دارد لباس دخترانه بپوشد و لباس بر تن عروسک کند و دختری که دوست دارد لباس پسرانه بپوشد و با تفنگ بازی کند از سوی خانواده مورد انتقاد قرار می گیرد

پسرها وانمود می کنند سوپرمن و هیولا هستند و دخترها پرنسس هستند . تفاوت های جنسی در بازی نیز آشکار می شود ، پسرها نقش های بیرون از خانه را بازی می کنند و از فضای فیزیکی بیشتری سود می برند در بازی های پر سر و صدا و زد و خورد شرکت می کنند ، دخترها بیشتر در نقش های که جنبه ی کمکی و پرورشی دارند مثا نظافت ، بچه داری و .....در این سن هنوز هر دو جنس در موقع بازی خیلی با هم مخلوط می شوند گرچه رجحان همبازی هم جنس رفته رفته آشکار می شود .

در سن هفت سالگی به احساس ثبات جنسیتی دست می یابند یعنی اینکه به کدام جنس تعلق دارند و جنس آنان در طول زندگی ثابت می ماند . اما توان انعطاف پذیری نقش جنسی را دارند بین هویت جنسی و نقش پذیری جنسی تفاوت بسیاری است ، هویت جنسی به برداشت شخص از زن یا مرد بودن خود است . ولی نقش جنسیتی فراگیری آن دسته از خصوصیات و رفتارهایی ست که فرهنگ هر جامعه برای زنان و مردان مناسب می داند بنابراین نقش آموزی جنسی ساخته فرهنگ هر جامعه است  .

مادری که به دلیل شغلش یا محیط خانواده‌اش طوری تربیت شده که خلق و خوی مردانه در او غالب است نمی‌تواند انتظار داشته باشد دخترش هویت جنسی کاملا زنانه کسب کند و از آن لذت ببرد.

لذا توصیه ما برای دخترانی که خود را پسر فرض کرده و نقش های پسرانه را می پسندند این است که ترجیحا تا مدتی تمام لوازم او را ، رنگ‌ها و اسباب‌بای‌هایش را به طور اغراق‌آمیزی دخترانه کنید تا کم‌کم حس خوشایندی نسبت به دختر بودن پیدا کند. حتی بهتر است تا مدتی با دختربچه‌ها بازی کند و مدام نقش‌های دخترانه مثل مادر و خاله را بازی کند که هویت جنسی‌اش را به دست آورد. بچه‌ها از 3 سالگی با والد هم‌جنس خود همانندسازی می‌کنند و نقش جنسیتی والد همجنس خود را درونی می‌کنند، به این معنی که دخترها با مادر و پسرها با پدرشان همانند‌سازی می‌کنند. اینجاست که اگر مادری دارای روحیه سرد و خشن و مردانه‌ای باشد و از لطافت‌های زنانه بی‌بهره باشد، دختر همچون مادرش رفتارها و منش‌های خشن و مردانه را می‌گیرد.

این حالت در مورد مردهایی که رفتارها و شیوه برخورد زنانه دارند نیز صادق است. این مردان وقتی پدر می‌شوند باید بدانند اگر خود را اصلاح نکنند و کودکشان به 3 سالگی برسد چون پدر خود را با این حالت‌های زنانه می‌بیند امکان دارد پسری شود که همانند یک مرد بار نمی‌آید و مردم به او هشدار خواهند داد که چرا مثل زن‌ها رفتار می‌کنی؟!

پس باید گفت پدر و مادرها باید آگاهانه عمل کنند. مادر باید طوری عمل کند که دخترش از اینکه او هم مانند مادر، یک جنس لطیف و زنانه دارد احساس رضایت کند. مادری که به دلیل شغلش یا محیط خانواده‌اش طوری تربیت شده که خلق و خوی مردانه در او غالب است نمی‌تواند انتظار داشته باشد دخترش هویت جنسی کاملا زنانه کسب کند و از آن لذت ببرد.

منبع:تبیان