رونق تولید ملی | دوشنبه، ۲۲ مهر ۱۳۹۸

باهم بخندیم - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

باهم بخندیم

باهم بخندیم

به فرشید یه کیوی نشون میدن ، میگن : این چیه ؟

میگه : این یه تخم مرغ است که دورش موکت پیچیدند .

 

آقا شما یه درجه تب دارید .

آقای دکتر خدا شاهده بیشتر از این نداشتیم .

 

چرا گوش تو تاول زده ؟

چون امروز یه خبر داغ شنیدم .

 

واسه ی چی رفتی تو یخچال ؟

می خوام ببینم این چراغش واقعا خاموش میشه !

 

از یکی می پرسن اسم کوچیک فردوسی چیه؟

میگه : میدون .

 

قاضی خطاب به شاهد: وقتی این دو نفر به جان هم افتادند چرا شما سعی نکردید به دعوا خاتمه بدهید؟

شاهد: برای آنکه صندلی سومی وجود نداشت.

 

مشتری: مبلی که دیروز از شما خریدم امروز پایه اش شکست.

مبل فروش: خیلی عجیب است. حتماً کسی رویش نشسته است.

 

 

مادر: رضا، چرا گربه روی سرت گذاشته ای؟

رضا: برای این که دندان هایم را موش نخورد.

 

یک نفر به دوستش می گوید: جورابی خریده ام که لنگه ندارد.

دوستش می گوید: اگر لنگه ندارد پس سرت را کلاه گذاشته اند.

منبع:نوجوانها