جهش تولید | یک‌شنبه، ۱۱ خرداد ۱۳۹۹

باغ تبسم - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

باغ تبسم

باغ تبسم



باز روی شاخة خشک دلم

برگ‌های نوجوانی سبز شد

باز احساس پریدن می‌کنم

در دل من آسمانی سبز شد

دست من پر می‌شود از بوی گل

تا شکفتن از دلم سر می‌زند

روی دستم باز مثل یک خیال

شاپرک می‌روید و پر می‌زند

باز یاد کودکی افتاده‌ام

باز باران می‌شود همبازی‌ام

ماه از آن دور می‌گوید به ما

بچه‌های کوچه، من هم بازی‌ام!

آی گندمزارهای کودکی

روزهای رقصتان در باد کو؟

آن درخت روشنی که دائماً

از نگاهش سیب می‌افتاد، کو؟

دورم از دوران بودن‌های سبز

من به گل‌های خیالی دلخوشم

دیگر آن باغ تبسم زرد شد

من به یک جای خیالی دلخوشم

می‌شود با این همه، در ذهن خود

مثل باغ نوجوانی سبز بود

می‌شود با این همه، گنجشک شد

شادمان در آسمانی سبز بود

منبع:وبلاگ داران