جهش تولید | یک‌شنبه، ۱۱ آبان ۱۳۹۹

این بخل فریبکار - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

این بخل فریبکار

این بخل فریبکار


برای اغلب ما پیش آمده است که حقیقت خوشایندی در وجود دیگری کشف کنیم اما به دلایل شخصی آن را در پیش روی او به زبان نیاوریم؛ مثلا به این دلیل که از او خوشمان نمی آید یا دلمان می خواهد او این طور فکر کند یا نمی خواهیم شاهد شادی و مباهات او به خودش باشیم. این نوعی از بخل و خساست است و گمان می کنم یکی از دردناک ترین انواع آن برای خود انسان بخیل باشد. هنگامی که یک چیز مادی را از دیگران دریغ می کنیم دست کم این دلخوشی را داریم که آن را برای نیاز خودمان نگه داشته ایم. اما برای دریغ کردن چند کلمه تحسین آمیز که به کار خودمان نمی آید چه توجیهی داریم؟
همیشه این طور نیست که به روشنی بدانیم دلیل مان برای تحسین نکردن دیگران بخل و نامهربانی است. گاهی خود ِ خودخواه مان دلایلی برای پنهان کردن این انگیزه های نازیبا می تراشد و ما را با آن فریب می دهد. به خودمان می گوییم: «نمی خواهم با تحسین کردن، معذبش کنم» و باور می کنیم که دلیل مان همین است. گاهی هم دلیل مان به راستی همین است؛ به ویژه درباره آدم هایی که احساس خوبی به آن ها داریم؛ می ترسیم با تحسین کردن معذب شان کنیم.
همیشه راه هایی وجود دارد که جلوی معذب شدن دیگران در هنگام شنیدن تعریف و تمجید از خودشان را بگیریم. ساده ترین راه صراحت و صداقت است. همه می دانند که انسان صریح همان منظوری را دارد که به زبان می آورد و اگر سخن خوشایندی از او بشنوند به راحتی و بدون احساس بدهکاری می پذیرند. علاوه بر این می شود با تحسین های ضمنی و غیرمستقیم شنونده را از ناراحتی و خجالت حفظ کرد. مثلا به جای این که از سلیقه خوب او در لباس پوشیدن تعریف کنیم، درخواست کنیم که درباره یک لباس مناسب برای یک موقعیت خاص راهنمایی مان کند. وقتی با این روش ها بخش ناخوشایند و معذب کننده تحسین را از آن جدا کردیم، معلوم می شود که آیا به حقیقت نگران معذب شدن شنونده بودیم یا این بهانه ای بود که با آن بخل خودمان را می پوشاندیم.



سایت پنج روز