جهش تولید | جمعه، ۱۴ آذر ۱۳۹۹

آیا می‌دانستی خفاش تنها پستانداری است که پرواز می‌کند؟ - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

آیا می‌دانستی خفاش تنها پستانداری است که پرواز می‌کند؟

آیا می‌دانستی خفاش تنها پستانداری است که پرواز می‌کند؟


خُفّاش یا شَبکور تنها پستانداری است که بال دارد و قادر به پرواز است.

خفاش از راسته بال‌دستان است. بال‌های خفاش با بال‌های پرندگان متفاوت است و به گونه دیگری ساخته شده، اما در عوض پوست بالهای خفاش جنسی شبیه چرم دارد و دارای خاصیت ارتجاعی است که باعث می‌شود بالهایش در طول استخوان‌هایی که دست‌ها و انگشتان خفاش را حرکت می‌دهند کشیده شود.

 

آناتومی خفاش

دو گروه خفاش وجود دارد. گروه بزرگ‌تر، خفاشهای حشره خوار، شبها غذای خود را شکار می‌کنند. گروه دوم خفاشهای میوه خوار هستند که برای پیدا کردن میوه و شیره درختانی که از آنها استفاده می‌کنند، بینایی و بویایی خود را به کار می‌برد. خفاشهای میوه خوار اول صبح و تنگ غروب از میوه‌ها تغذیه می‌کنند. خفاشها جانوران اجتماعی هستند. آنها به طور گروهی و در گروه‌های بزرگ در غارها یا روی درختان، شب را بیتوته می‌کنند.

خفاشهایی که در شب پرواز می‌کنند، مسیر و محل دقیق طعمه خود را بوسلیه فرستادن امواج صوتی و دریافت بازتاب آن، پیدا می‌کنند. با استفاده از سیستم فوق خفاشها می‌توانند اجسام متحرک مثل حشرات و اجسام بی حرکت مثل درخت را تشخیص دهد.

افسانه ای از آسیا(پاکستان)در مور د خفاش

سال ها پیش جنگ شدیدی میان پرندگان و پستانداران درگرفت. زمانی که تمام حیوانات به سختی مشغول جنگ بودند، خفاش در سوراخ درختی پنهان شد و با خود گفت: «صبر می کنم تا ببینم کدام طرف پیروز می شود؛ چون هیچ کدام از آن ها مرا درست نمی شناسند و نمی دانند به کدام دسته تعلق دارم. بعضی ها فکر می کنند که من جزو پستاندارانم و بعضی دیگر مرا جزو پرندگان می دانند، بهترین کار این است که تا پایان جنگ صبر کنم و بعد خودم را جزو دسته پیروز نشان دهم.»

او با دقت، جنگ سخت میان دو لشکر را دنبال می کرد. یک دفعه که به نظرش رسید پرندگان پیروز می شوند، به سرعت از مخفی گاه امن خود خارج شد و پروازکنان به سمت لشکر پرداران رفت تا خود را جزو آن ها جا بزند، اما ناگهان با خود گفت: «مراقب باش! عجله نکن!»

پس دوباره به سرعت به سمت درخت برگشت و با خود فکر کرد: «باید وقتی نتیجه نهایی جنگ معلوم شد، خودم را آفتابی کنم.»

پستانداران، سربازان پرنده را به عقب راندند. خفّاش خوشحال شد و گفت: «آهان خوب شد که صبر کردم!» و خود را در میان پستانداران انداخت و فریاد زد: «من را ببینید! من جزو شما هستم. دندان هایم شبیه حیوانات درنده و صورتم شبیه میمون است. به علاوه من هم پستاندارم و به بچه هایم شیر می دهم. می خواهم به شما کمک کنم، اجازه بدهید در سپاه شما باشم و به شما کمک کنم!»

و برای پستانداران سوگند وفاداری یاد کرد. میمون در جمع همرزمانش از خفاش تعریف کرد و آن ها هم او را با احترام پذیرفتند.

پرندگان با شجاعت و با رهبری ماهرانه عقاب، سرسختانه در مقابل دشمن دفاع کردند و بالاخره سعادت نصیب آن ها شد و پیروز شدند. ترس شدیدی بر خفاش چیره شد. او هر لحظه چنگال های مرگ بار عقاب را جلو چشمانش می دید. با عجله به سمت کوه ها پرواز کرد و در سوراخ تاریکی پنهان شد. او حتی جرأت پلک زدن هم نداشت؛ چون حدس می زد شاید کسی او را تعقیب کرده باشد.

از آن زمان به بعد خفاش ها روزها خود را در شکاف ها و سوراخ ها پنهان می کنند و فقط شب ها که بیشتر پرندگان خواب هستند، جرأت بیرون آمدن پیدا می کنند.

منبع:صفربیست