سال تولید، پشتیبانی‌ها و مانع زدایی‌ها | پنج‌شنبه، ۲۷ خرداد ۱۴۰۰

اندر حکایات عبید زاکانی - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

اندر حکایات عبید زاکانی

اندر حکایات عبید زاکانی


گربه تبردزد

مردی تبری داشت و هر شب در مخزن می‌نهاد و در را محکم می‌بست. زنش پرسید چرا تبر در مخزن می‌نهی؟ گفت: تا گربه نبرد. گفت: گربه تبر چه می‌کند؟ گفت: ابله زنی بوده ای! تکه‌ای گوشت که به یک جو نمی‌ارزد می‌برد، تبری که به ده دینار خریده‌ام، رها خواهد کرد؟