جهش تولید | چهارشنبه، ۷ آبان ۱۳۹۹

آشنایی با آقای محمد رجب رضایی خرطومی - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

آشنایی با آقای محمد رجب رضایی خرطومی

« مصاحبه اختصاصی خبرنگار امور رفاهی مرکز با یکی از پیشکسوتان صدا و سیمای مرکز گیلان »

لطفاً خودتان را معرفی کنید :

محمد رجب رضایی خرطومی هستم متولد 12 اسفند 1339 در روستای خرطوم از توابع شهرستان شفت . در 17 مرداد سال 1363 ازدواج نمودم که ثمره ازدواجم دو فرزند یک دختر و یک پسر می باشد . دخترم ازدواج نموده و یک نوه سه ساله شیرین زبان دارم. پسرم نیز لیسانس حسابداری بوده و به تازگی ازدواج نموده است .

در چه سالی و با چه عنوان شغلی استخدام شدید ؟

در 1 اردیبهشت 1366 با عنوان خدمتگزار در فرستنده زیباکنار استخدام شدم . بعد از سه سال در سال 69 بعنوان سرایدار خوابگاه به خوابگاه مرکز در محل فعلی کارگاه سروش منتقل شدم . طی این مدت نیز به تحصیلاتم ادامه دادم در سال 75 با عنوان شغلی کارگر انبار به مرکز کرمانشاه منتقل شدم در سال 77 موفق به اخذ دیپلم حسابداری شدم و از شغل کارگر انبار به کارمند انبار تغییر شغل دادم . از سال 78 به امور مالی مرکز آمده و 5 سال بعد مجدداً به انبار برگشتم .( لازم به ذکر است از آنجائیکه انبار مرکز زیر نظر امور مالی اداره می شود من بین این دو قست جابجا می شدم ) در سال 1 اردیبهشت 1389 با عنوان شغل کارمند انبار ارشد بازنشسته شدم.

با کدامیک از همکاران ارتباط نزدیکتری داشتید ؟

آقای موسوی زاده

در حال حاضر با کدامیک از همکاران همچنان ارتباط دارید ؟

آقای محمد مرادی و آقای موسوی زاده

 

از خاطرات تلخ و شیرین دوران کارتان تعریف کنید .

یادم می آید در زمان مدیریت آقای بادزهره آقای کاظمی مسئول صدور چک بود ، ایشان مریض و در مرخصی استعلاجی بودند و از من خواستند بجای ایشان کار صدور چک را انجام دهم من هم انجام وظیفه کردم و اما در صدور چک اضافه کار مدیران اشتباهی صورت گرفت و به جای 120 ساعت 12 ساعت زده شد ... یکبار دیگر هم زمان مدیر کلی آقای حسینی (محمودرضا) یکی از همکاران از زیبا کنار آمده بود مشکل داشت و 50 هزار تومان علی الحساب می خواست چک را صادر نموده بردم برای امضاء ، منشی گفت مدیر کل جلسه دارد (با استانداری) همزمان مدیر کل برای گرفتن وضو از دفترش بیرون آمد من را که دید به منشی گفت پارتی بازی نداریم بذارید باشد . من هم شرح ماوقع راتوضیح دادم و تصمیم گیری را بعهده خودشان گذاشتم نگاهی به من کرد و چک را امضاء نموده فردا مدیر مالی که مرا دید گفت تو چرا جواب مدیر کل را دادی ازت ناراحت بود . من جریان را شرح دادم و مدیرم گفت که شوخی کرده و مدیر کل به دلیل نوع عملکردم بنده را با 30000 تومان مورد تشویق قرار داد .

 

از زندگی خانوادگی تان چقدر رضایت دارید ؟

شکر خدا راضی هستم.

 

در حرفه تان چقدر موفق بوده اید ؟

100% چون توانستم خودم را از شغل خدمتگزاری ارتقاء داده و به شغل کارمند اموال در مرکز برسم .

در رویاهای کودکی چه شغلی را در سر می پروراندید؟

دوست داشتم معلم بشم.

اکنون که به گذشته می اندیشید چه احساسی در شما زنده می شود ؟

خیلی سختی کشیدم  فشار کار زیادی داشتم . همزمان درس هم می خواندم اما  الان که به گذشته نگاه می کنم فکر می کنم که چقدر سریع گذشت.

اهل مطالعه هستید ؟

زیاد . حتماً شبی دو ساعت باید مطالعه کنم (حتی مجله) چون روزها مشغول بکار هستم .

هنرهای دیگر ؟

به خوانندگی علاقه دارم .

برای دوران بازنشستگی چه برنامه ای داشته و دارید ؟

الان در تعاونی مصرف بعنوان فروشنده مشغول هستم . یک مغازه کوچک هم دارم  اما دوست دارم توی باغم کلبه ای درست کرده ، کشاورزی و زندگی کنم.

 

آیا تاکنون از شما تقدیر بعمل آمده است ؟

بله در سال 79 بعنوان کارمند نمونه در امور مالی مرکز انتخاب شدم .

 

به نظر شما رمز موفقیت  هر انسان چیست ؟

باید صبور باشد و کارش را به نحو احسن انجام دهد . مردم دار باشد و خوش برخورد.

صحبت پایانی :

قدر همدیگر را بدانیم ، زمان آنقدر زود می گذرد که فکرش را نمی کنیم ما با یکدیگر زمان بیشتری را می گذرانیم پس از دل جان با هم زندگی کنیم تا کسانی که بیرون هستند از آن استفاده نکنند.

 

 

مصاحبه کننده : مژگان عبادی