جهش تولید | چهارشنبه، ۵ آذر ۱۳۹۹

آشنایی با آقای جمشید کمال پور - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

آشنایی با آقای جمشید کمال پور

آشنایی با آقای جمشید کمال پور


«  مصاحبه اختصاصی خبرنگار امور رفاهی مرکز با یکی از پیشکسوتان صدا و سیمای مرکز گیلان »

 

لطفاً خودتان را معرفی بفرمائید :

من جمشید کمال پور دهگایی در تاریخ 11/4/1320 در روستای دهگا از توابع آستانه اشرفیه متولد شدم . خانواده ای ده نفر بودیم پدرم کارمند موسسه کشاورزی چای بود . مردی زحمتکش ، ساعی ، جدی در کار و تلاش ، نیز بسیار با عطوفت و مهربان در میان خانواده تحصیلات چندانی ننمودم . ولی در تمام مسیر زندگی ام اهل تلاش و کوشش بودم . در سال 58 در صدا و سیمای تهران با عنوان شغلی راننده مشغول بکار و در سال 62 نیز به مرکز گیلان منتقل شدم .

 

ازخاطرات خود بگوئید ؟

به یاد دارم در سال 67، مأموریت حساسی به عهده بنده نهاده شد و آن حمل محرمانه (( فرستنده 100 کیلو وات )) از مرکز تهران به گیلان بود . علیرغم سختی و دشواری این امر و مسائلی که د رمسیر راه و حمل این محموله مهم با آن مواجه گردیدیم به لطف خدای بزرگ ، این مهم در نهایت با موفقیت به پایان رسید .

 

با کدام یک از همکاران روابط صمیمانه ای داشتید ؟

خاطرات زیبائی از آن ایام دارم . همه همچون اعضای یک خانواده بودیم . یار و غم خوار یکدیگر . با اکثر همکاران دوست و صمیمی بودم به ویژه با آقایان محمودکار قوی ، حسین برش نورد و مرحوم شایان فر .

 

از زندگی خانوادگی خود بگوئید ؟

در سال 1347 با حداقل امکانات مالی و به واقع با دست تهی دست در دست همسر مهربانم ، قدم در مسیر زندگی مشترک نهادیم . از همان روز نخست مشکلاتی را که پیش رویمان بود با ایشان در میان نهادم و صمیمانه خواستم که هرگز تنهایم نگذارد و یار و غمخوار زندگی ام باشد و براستی که چنین شد .

همسر مهربانم بانویی وارسته و خود ساخته است . مدیریت و نظم و تلاش مستمر ایشان در امر تربیت فرزندانم ستودنی است . صاحب 7 فرزند هستیم . چهار فرزند دختر و سه پسر . فرزندانم به لطف خدا و تربیت نیکوی همسرم ، همگی صالح ، تحصیل کرده و مبادی آداب هستند .

دخترانم : تهمینه کارشناس معارف– مینا کارشناس کودکیاری – مهین کارشناس مترجمی زبان – مرجان کارشناس فیزیک هسته ای و فرزندان ذکورم : قاسم مهندس پتروشیمی – گودرز مهندس کشاورزی و میثم مهندس عمران هستند .

از فرزندانم و در یک کلام از زندگی و عمری که سپری نموده ام به لطف خدای سبحان راضی و خرسندم .

 

رابطه شما با فرزندانتان چگونه است ؟

گرچه تمام تلاشم برای رفاه خانواده بود اما واضح است که بار اصلی تربیت فرزندانم به دوش توانای همسرم بود .متاسفانه بنده در ایامی که مشغول به کار بودم زمان چندانی برای اینکه در کنارشان باشم نداشتم اما در فرصت هایی که دست می داد با عزیزانم صمیمانه گفتگو می کردم و هرآنچه در توان داشتم از جهت مادی و معنوی دریغ نمی نمودم . با فرزندان و خانواده ام چون دوستی همراز و صمیمی بودم که به لطف خدا این رابطه خوب هم چنان پابرجاست .

بهترین هدیه ای که به همسرتان تقدیم نموده اید چه بود ؟

در تمام سالهای زندگی مشترکمان از سپاس و تشکر زبانی از همسرمهربانم و هرآنچه که از جهت مادی از دستم برمی آمد دریغ ننموده ام . جالب اینکه در بیست و هفتمین سالگرد ازدواجمان جهت قدردانی و تشکر از ایشان با دعوت انبوهی از مهمانان و میزبانی شان مراسم باشکوهی ترتیب دادم و سعی نمودم که این جشن چیزی از یک مراسم رسمی ازدواج کم نداشته باشد . با دسته گلی در دست و ماشین آذین شده به سراغ عروس خانم رفتم و ... به اتفاق به جمع مهمانان پیوستیم .


رابطه خوب شما و همسرتان چه تاثیری در روابط فرزندانتان با همسرانشان گذاشته است  ؟

بدون شک تاثیر مثبت داشته و این الگو برداری کاملاً مشهود و آشکار است .

 

صحبت پایانی :

از شما سپاسگزارم که فرصت این گفتگو را برایم فراهم نمودید و با آرزوی شادکامی برای همه دوستان و عزیزان همگی را به حضرت حق می سپارم .

 

مصاحبه كننده : مريم رهبر