رونق تولید ملی | یک‌شنبه، ۳۰ تیر ۱۳۹۸

اشباع غریزه در اسرع وقت؟! - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

اشباع غریزه در اسرع وقت؟!

اشباع غریزه در اسرع وقت؟!

چندی پیش مطلبی را با نگاه "امام علی (ع)" در مورد تربیت کودکان دلبندمان در همین بخش مرور کردیم (دستیابی به آرامش جاودانه ) و در آن اصولی را که در یک تربیت موفق ضروری است از دیدگاه آن حضرت بیان نمودیم و اینک در ادامه با ما همراه باشید.

 

1. اصل امیدواری ـ یأس گریزی

یکی از امکاناتی که همواره در روند تربیت دینی در نظر گرفته شده است، امکان جبران و تدارک وضعیتهای نامطلوبی است که موجب گمراهی و انحراف می‏شود. امید به فراهم بودن موقعیت برای رشد و باز نماندن از کاروان هدایت با ارتکاب گناه یا خطا نه تنها سبب ترغیب بسیاری برای ورود به جرگه دین می‏شود بلکه باعث رشد انگیزه در جهت تداوم حضور در متن دین خواهد شد. فهم و درک این امر برای هر انسانی بسیار اهمیت دارد که هر چند نباید مرتکب گناه شود اما اگر به هر دلیلی نتوانست از گناه اجتناب کند نباید مأیوس و ناامید شود، بلکه می‏تواند با جبرانِ گناه مزبور و از بین بردن آثار آن نه تنها به حالت اولیه باز گردد، بلکه به دلیل شماتت خویش، حاصل از پشیمانی و ندامت، امکان بازگشت به گناه را کلاً بر خود مسدود می‏نماید یا به حداقل می‏رساند. [1]

تربیت که موضعی فعال در مواجهه با انسان دارد، دارای دو وجهه است؛ از یک طرف، روحیه عمل و اطاعت و اجتناب از خیال‏پردازی و دوری از عمل ناخوشایند را در انسان تقویت می‏کند و از طرف دیگر، با ایجاد سازوکار برگشت‏پذیری (توبه) در صدد القای روحیه امیدواری جهت نیل به اهداف تربیت حتی با امکان گناه و خطا است.[2] باید توجه داشت که روحیه امیدواری به طور فعال در صدد نفی هرگونه مشخصه یأس و ناامیدی است و از این‏رو، مستلزم نوعی یأس گریزی فعّالانه است که خود را در عمل نشان می‏دهد.  خداوند با افتتاح باب توبه و استغفار، زمینه بازگشت و امیدواری را فراهم آورده است.[3]

بنابراین، جای هیچ شک و شبهه‏ای نیست که پرورشِ ویژگی امیدواری در فرد سبب بروز عمل و اطاعت بیشتر در وی می‏شود، چرا که امیدواری در مقام عمل اهمیت دارد، نه نوعی امید در خیال و آرزو. از طرف دیگر، رابطه‏ای ناگسستنی بین یأس از نجات با طمع به دنیا وجود دارد؛ کسانی که امیدوار نیستند به عمل روی نمی‏آورند و خود را در چنبره طمع و آرزوهای دنیایی محصور می‏کنند. بنابراین، مشاهده می‏شود که پیوندی مستحکم میان دو اصل سابق " اصل آخرت‏گرایی ـ دنیاگریزی  و اصل عمل‏گرایی ـ آرزو گریزی " با اصل امیدواری ـ یأس‏گریزی وجود دارد.

انسان نباید همواره در صدد پاسخ‏گویی به نیازهای مادی خود برآید، بلکه ضمن تأمین نیازهای اساسی لازم است با جلوگیری از زیاده‏خواهی، روحیه طمع و هواپرستی را در خویش از بین ببرد.

2. اصل پایداری ـ پرهیز از رفاه‏زدگی

امروزه بشر در برابر یک سؤال جدی قرار گرفته است و آن اینکه تا چه حد باید در جهت کسب رفاه و آسایش، پیش رفت و به چه قیمتی باید آن را به دست آورد. آیا اساسا رفاه و راحتی امری است که لزوما برای تداوم حیات انسان، حتی به قیمت سلب هرگونه روحیه پایداری و استقامت در برابر مشکلات، سختی‏ها و ناکامی‏ها ضرورت دارد؟ دیدگاهی که امروزه برای انسان به تصویر کشیده می‏شود، این است که هرگونه نیاز غریزی باید هر چه سریعتر و به نحو احسن پاسخ داده شود و اشباع گردد. تلاش جهانی برای رفع نیازهای مادی و سر و سامان دادن به سازوکارهای مورد نظر، از این جهت جایی برای اقدامهای مبتنی بر بردباری و تحمل و شکیبایی باقی نگذاشته است. بالا بردن سطح انتظارات و درخواستهای مردم از جهات مختلف مادی و ایجاد این باور که انسان باید حتما در دنیا دارای زندگی مرفّه، بی‏دغدغه و مملو از آسایش و آرامش ناشی از دستیابی روزافزون به امکانات برتر مادی باشد،  روز به روز رونق بیشتری یافته است. در این میان، مقوله‏ای به نام استقامت در برابر محرومیت، بردباری و شکیبایی و بالاخره تقوا و کفّ نفس معنای خود را از دست داده است.

 

این امر وقتی در سطح گسترده زندگی مطرح می‏شود و تمام خواسته‏های انسان را دربرمی‏گیرد، به دنبال خود، و طمع، هواپرستی و تن پروری، بی‏تابی و رها کردن خویش را به دنبال دارد. مقوله خودداری در تربیت اسلامی بیانگر این نکته است که انسان نباید همواره در صدد پاسخ‏گویی به نیازهای مادی خود برآید، بلکه ضمن تأمین نیازهای اساسی لازم است با جلوگیری از زیاده‏خواهی، روحیه طمع و هواپرستی را در خویش از بین ببرد. حتی در صورت فراهم بودن امکانات، پرورش اراده و تحمل در پرهیز از لذات مادی و جسمانی می‏تواند باعث تعالی شخصیت وی شود. از این‏رو، خودِ نفس اجتناب و پایداری به عنوان تمرینی برای تقویت اراده و استقامت در موقعیتهای بحرانی توصیه شده است. اصل پایداری به ما می‏آموزد که تقوای اجتناب و پرهیز همواره باید با شکیبایی در برابر مشکلات و پایداری در برابر بسیاری از خواسته‏های حتی مشروع تقویت شود. بنابراین تقوای مزبور با حرص و آز و هواپرستی و تن‏پروری مخالف است و به طور فعّال جلوی انسان را در پذیرش بی‏قید و شرط لذات مادی می‏گیرد. مسلما دین به مقتضای خود دارای دستوراتی است که به نوعی با روحیه لذت‏طلبی و رفاه‏زدگی در تعارض است و انجام دادن دستورهای دینی مستلزم استقامت و مقاومت در برابر بسیاری از خواهشهای نفسانی است.[4]

 

3. اصل تعقل ورزی ـ غفلت‏زدایی

یکی دیگر از اصولی که همواره در کلام ناصحانه امام علی علیه السلام مدّنظر قرار گرفته است، توجه به عقل و شکوفایی آن و پرهیز از غفلت و نادانی است.تعقل فرایندی است ناظر به نوعی عاقبت‏اندیشی و غفلت متضمّن نوعی بی‏توجّهی نسبت به عاقبت امور. از این‏رو، پدیده تعقل با عنایت به هدف و پایان کار و ترسیم میزان سود و زیان آن، اقدام به گزینش و انجام عمل می‏کند ولی در موضع غفلت عنایتی نسبت به سرانجام کار و نتیجه آن وجود ندارد بلکه بیشتر تمرکز بر وضعیت کنونی است.

رمز آن این است که در موقعیت غافلانه آنچه محورِ انجام کاری قرار می‏گیرد نیل به لذت فوری و دریافت پاسخ سریع است، هرچند این روند به نوعی ضرر در ورای عمل مزبور منجر شود. اما در موقعیت عاقلانه محور مورد تأکید، همان سرانجام است، هرچند مستلزم نوعی مشقت و اجتناب از لذت و راحتی آنی و فوری باشد. به هر میزان که عوامل شکوفاکننده و تقویت‏کننده عقل را بیشتر مورد توجه قرار دهیم از امکان بروز غفلت و نادانی جلوگیری خواهد شد.

 

پرورشِ ویژگی امیدواری در فرد سبب بروز عمل و اطاعت بیشتر در وی می‏شود، چرا که امیدواری در مقام عمل اهمیت دارد، نه نوعی امید در خیال و آرزو.

اصل تواضع‏گرایی ـ تکبرگریزی

یکی از موانع مهم در طریق تربیت و نیل به سعادت، خودمحوری و غرور و تکبر است. این ویژگی راه پذیرش هدایت را مسدود می‏کند و سبب ایجاد سدّی بین فرد و عوامل تربیتی می‏شود. عنصر تواضع در مناسبات تربیتی از نظر امام علی علیه السلام ضرورتی غیرقابل اجتناب است. اگر تواضع و فروتنی و پذیرش این که انسان برای کمال نیازمند غیر خود است و باید در برابر برنامه‏های او پذیرش داشته باشد، در وی نباشد، امکان تحقق فضای تربیت از بین می‏رود. غرور و تکبر آفتی برای پندپذیری و رستگاری انسان محسوب می‏شود.[5] محور تواضع نوعی نگاه به خود از زاویه قبول کاستیها و نقصانهای خویش و محور تکبّر فریفته شدن به امکانات خویش و خودبزرگ‏بینی است. خودپسندی به عنوان آفت عقل و ادراک، نگاه انسان را محدود به خویشتن می‏نماید و وی را از امکانات بیرون از خود محروم می‏کند.[6] از این‏رو، تمام مظاهر غرور، نخوت و تکبر در قالب خود بزرگ‏بینی،[7] خود برتربینی،[8] خودپرستی،[9] خودپسندی،[10] خودستایی،[11] خودمحوری،[12] خودخواهی[13] و خودنمایی[14] مورد نهی قرار گرفته‏اند. تواضع در درون خود باعث شکوفایی عقل و خرد می‏شود، به نحوی که مرزهای آن به سوی دریافت امکانات برتر دیگر در خارج از وجود خویش گسترش می‏یابد.  به هر میزان که روحیه تواضع در انسان پرورش یابد، امکان نیل به هدایت و قرب الهی بیشتر می‏شود و به هر میزان که ویژگی تکبر وی را محدود سازد، پافشاری بر ضلالت و گمراهی غیرقابل اجتناب است.

از آنجا که تربیت از منظر دین ناظر به غایتهای متعالی است، موضوع تربیت، شخصیت و ضمیر باطنیِ انسان است نه صرف رفتار و اعمال ظاهری او. بدین‏لحاظ روشهای تربیتی بیش از اینکه دارای وجهه‏ای ظاهری بر اساس تنبیه و پاداش باشند از ویژگیها و کارکردهای درونی برخوردارند.

پی‏نوشت‏ها:

[1]. ستایش خداوندی را سزاست که کسی از رحمت او مأیوس نگردد، و از نعمتهای فراوان او بیرون نرود، خداوندی که از آمرزش او هیچ گنهکاری ناامید نگردد. (نهج البلاغه، خطبه 45)

[2]. وبدترین افراد این امت از رحمت خدا نومید نباشید، زیرا که خدای بزرگ فرمود: همانا از امت خدا نومید نباشند جز کافران. (همان، حکمت 377)

[3]. مَاکَانَ اللّهُ لِیَفْتَحَ لِعَبدٍ بَابَ التَوْبَةِ وَ یَغْلُقَ عَنْهُ بابَ الْمَغْفِرَةِ؛ اینگونه نیست که خدا درِ توبه کردن را بر بنده‏ای باز گذاشته باشد ولی درِ آمرزش را بر او بسته نگهدارد. (همان، حکمت 435 و نیز ر.ک. نامه 131).

[4]. همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله همواره می‏فرمود گرداگرد بهشت را دشواری‏ها و گرداگرد آتش جهنم را هوس‏ها و شهوات گرفته است... . (نهج البلاغه، خطبه 176).

[5]. همان، حکمت 282.

[6]. همان، حکمت 212.

[7]. همان، حکمت 167 و 398 و خطبه 192.

[8]. همان، نامه 53.

[9]. همان، خطبه 192 و 117.

[10]. همان، نامه 53، 31، خطبه 89، نامه 31، 53.

[11]. همان، خطبه 5 و 216.

[12]. همان، خطبه 88، حکمت 161.

[13]. همان، خطبه 216.

[14]. همان، حکمت 333.

منبع:فصلنامه حوزه و دانشگاه