جهش تولید | دوشنبه، ۱۰ آذر ۱۳۹۹

آزمایشگاهی برای ساخت مجدد انسان - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

آزمایشگاهی برای ساخت مجدد انسان

آزمایشگاهی برای ساخت مجدد انسان


آزمایشگاهی برای ساخت مجدد انسان

 


وقتی می خواهیم یک گل نایاب را پرورش دهیم او را در مناسب ترین گلخانه قرار می دهیم نه در کنار خیابان ولی در مورد تربیت فرزندمان چنین نمی کنیم.

همانطور که بارها گفته شده است، موضوع تربیت موضوعی بسیار مهم و حیاتی است و منجر به تعیین سرنوشت یک انسان  می شود. تربیت یعنی انسان سازی. انسانی که در مسیر تربیتی صحیحی قرار داشته است این توانایی را دارد که خود نیز، به تربیت نسلی دیگر بپردازد. به همین خاطر در متون دینی و اخلاقی، به طور مکرر به اهمیت و جایگاه تربیت اشاره شده است. در تربیت اسلامی موازین مختلف و متنوعی وجود دارد که به اجرای آنها تاکید و سفارش شده است.

 

در ادامه این مطلب به یکی از مهمترین موارد تربیتی اشاره می کنیم. لازم به ذکر است که در متن زیر منظور از مربی به طور کلی والدین می باشد و منظور از متربی، کودکان می باشند.

در مسیر پر پیچ و خم تربیت، موقعیت ها و وضعیتهای متعددی وجود دارد که در این شرایط، مهم این است که مربی و متربی به چه صورت رفتار کنند. یکی از موارد مهم در اصول تربیتی این است که مربی طوری عمل کند که متربی را از قرارگرفتن در محیطی که در آن آفت های تربیتی وجود دارد،  جلوگیری کند و یا به عبارتی او را صیانت کند.

مسلما در یک محیط محدود و کنترل شده، می توان به صیانت از متربی پرداخت و اگر محیط، گسترده و نامحدود باشد، این محافظت نمی تواند به درستی صورت گیرد. به همین خاطر توصیه می شود که در سالهای کودکی که فرصت و موقعیت مربی یا همان والدین، در محدود نگه داشتن محیط کودک برای دور بودن از افت ها و محرک ها، بیشتر است، باید از این فرصت استفاده کنند و با ایجاد فضا سازی مثبت، به اموزش و نهادینه کردن نکات مهم تربیتی در کودک خود، بپردازند. بنابراین پذیرش این اصل لازم است که بدانیم فضا سازی، اصولا در محیط گلخانه ای قابل اجرا و تحقق است. فضاسازی مثبت موجب می شود تا متربی به طور تدریجی در برابر برخی از موارد، واکسینه شود و به مرور زمان موجب می شود تا میزان آسیب پذیری متربی کاهش یابد. نتیجه ی این اقدام این است که متربی، همواره تحت محافظت مربی بوده و به طور درونی یاد گرفته است که از آفتها به دور ماند و همین امر موجب می شود که با قرارگیری در محیطی ناسالم، دچار وادادگی نمی شود و سعی می کند تا خود را از این محیط دور کند.

از دیگر خصلتهای ایجاد فضای مثبت این است که در این محیط، ارزشها و نکات مثبت اخلاقی و رفتاری، با روندی طبیعی و به صورت ناخودآگاه، به وجود متربی وارد می شوند و این اتفاق در حالی رخ می دهد که متربی در شرایطی قرار نمی گیرد که محرکی برای او به وجود آید و او را به مخالفت و موضع گیری، تحریک کند

طبیعتا محیط و فضایی که برای متربی ایجاد شده، به انتقال مفاهیمی به او می پردازد که به طور مداوم بر او اثر می گذارند. به این صورت که ابتدا به معرفی ارزش ها به او می پردازند و سپس به او می اموزند که چطور باید به این ارزش ها عامل بود. این روش موجب می شود تا به صورت تدریجی، نوعی احساس تقید به این ارزشها در وجود متربی به صورت یک "ملکه" در آیند و تخلف از این تقیدها برای متربی سخت و دشوار باشد.

اگر به بحث فضاسازی در رابطه با موضوع تربیت، اعتقاد و باور داشته باشید، خواهید دید که تربیتی که بر مبنای فضاسازی باشد، همچون راه اندازی یک جریان غالب است. به این صورت که محیطی که به درستی فضاسازی می شود، شبیه به رودخانه ای است که دائما درجریان است و متربی را با جریان خود می برد. بدون اینکه متربی متوجه این موضوع باشد که اصلا چرا به این رودخانه افتاده است و بدون اینکه به فکر مقاومت در برابر این جریان باشد. بنابراین این یک اصل مهم و جالب توجه است که در ابتدای این فرایند، روند اثرگذاری فضا بر متربی به گونه ای است که او نسبت به این مسئله، آگاهی ندارد.

اگر این مرحله با موفقیت پشت سر گذاشته شود، در مراحل بعدی، اوضاع به گونه ای می شود که خود متربی به طور آگاهانه، خود را در معرض تاثیرگذاری محیطی قرار می دهد و نسبت به آن علاقه مندی نشان می دهد. لازم به ذکر است که مربیان بدانند که تاثیرگذاری ارزش ها در این محیط باید به گونه ای صورت گیرد که برای متربی به شکل امری غیر طبیعی نباشد و او همه چیز را عادی و طبیعی، تصور کند.

شاید شما هم شنیده باشید که برخی از افراد معتقدند که نباید کودک را در محیط بسته و محدود قرار داد و او باید همه چیز را بداند و به کسب تجربه بپردازد و سپس انتخاب کند. این ادعا، با گذر زمان و با بزرگ شدن یک کودک، بارها نشان داده که ادعایی غلط و مردود است. چرا که منجر به این می شود که در ذهنی پاک و دست نخورده به ایجاد مساله های مختلف بپردازیم و گزینه های ضدارزش و ارزشمند را در کنار هم در برابر دیدگان متربی به نمایش گذاریم و سپس از او بخواهیم که انتخاب کند. این روش در سیستم تربیت دینی، روشی غلط است و امروزه مکاتب اخلاق گرا هم نسبت به غلط بودن این شیوه، معترف هستند و ترجیح می دهند برای تربین کودکان از این راه حرکت نکنند.

بنابراین فهم این مطلب برای والدین گرامی بسیار مهم و حیاتی است. خصوصا با شرایط خاصی که در دنیای امروز سپری می کنیم و انواع و اقسام وسایل سرگرمی و وسایل ارتباط جمعی، ما و فرزندان ما را احاطه کرده اند. باید به طور آگاهانه در جستجوی فراهم ساختن فضایی مثبت و سازنده برای تربیت فرزندانمان، باشیم.

منبع:تبیان